برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1540 100 1
شبکه مترجمین ایران

آختن


مترادف آختن: برکشیدن، کشیدن، بالابردن، برافراشتن، کوک کردن، نواختن

معنی آختن در لغت نامه دهخدا

آختن. [ ت َ ] (مص ) آهختن. آهیختن. برآوردن. آهنجیدن. لنجیدن. کشیدن. برکشیدن. تشهیر. بیرون کشیدن. بیرون کردن. یازیدن. سَل ّ. استلال. اخراج :
یکی آخته تیغ زرین ز بر
یکی برسر آورده سیمین سپر.
اسدی.
تا بتاج هدهد و طاوس در کین عدوت
تیرهای پرزده ست و تیغهای آخته.
انوری.
ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته ای
صلح کردیم که ما را سر پیکار تو نیست.
سعدی.
گرش بر فریدون بدی تاختن
امانش ندادی بتیغ آختن.
سعدی.
تیغ زبان آخت برای جدل
کی شده در شهرت کاذب مثل.
؟
- آختن جامه و پوست ؛ بیرون کردن و برکشیدن و برکندن آن از تن :
کمانهای ترکی بینداختند
قبای نبردی برون آختند.
فردوسی.
گوان جامه ٔ رزم برآختند
نیایش کنان دست بفراختند.
اسدی.
ز تن پوستهاشان برون آختند
وزآن جامه ٔ گونه گون ساختند.
اسدی.
- آختن ریسمان و نخ و طراز و مانند آن ؛ مد و بسط و کشیدن آن :
بر طراز آخته پویه کند چون عنکبوت
بر بدستی جای بر، جولان کند چون بابزن.
منوچهری.
چون طرازی آخته فردا بخواهی ریختن
گر کشد بر جامه ٔ جاهت فلک نقش طراز.
سنائی.
- آختن صف ؛ صف کشیدن. رده شدن :
همیدون صف شاعران آخته
بخوانده ثناها و پرداخته.
شمسی (یوسف و زلیخا).
- از خانه بیاختن ؛ از خانه بیرون بردن و بیرون کردن :
بدان ای پدر کآن جوانان من
که هستند همزادو اخوان من
ز خانه مرا چون بدشت آختند
برهنه بچاهم درانداختند.
شمسی (یوسف و زلیخا).
- برون آختن ؛بدر کشیدن. بدر آوردن. بیرون کردن. اخراج :
بکشتی و مغزش برون آختی
مر آن اژدها را خورش ساختی.
فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 1 ص 33).
- دست آختن ؛ دست دراز کردن. دست یازیدن :
ندانست کس غارت و تاختن
دگر دست سوی بدی آختن.
فردوسی.
به ایزدگشسب آن زمان دست آخت
به بیهوده بر، بند و زندانْش ساخت. ...

معنی آختن به فارسی

آختن
( مصدر ) ( آخت آزد خواهد آخت بیاز آزنده آخته ) ۱- بر آوردن کشیدن بر کشیدن بیرون کشیدن : آختن تیغ آختن شمشیر از نیام . ۲ - بر افراشتن بالا بردن : سر تاجشان بر سپهر آختند ( یوسف و زلیخا ) . ۳ - کوک کردن و نواختن آلت موسیقی .
بر آوردن آهیختن
فرو بردن . فرو کردن
بیرون آختن بیرون کشیدن .
بیرون کشیدن ٠ از نیام بر آوردن ٠
دست دراز کردن و حرکت دادن آن بطرف چیزی کشیدن و بلند کردن دست به سوی چیزی .
( مصدر ) نیزه زدن : (( ملکشاه ... در سواری و گوی باختن و نیزه آختن بغایت چست و چالاک بود .
کین کشیدن ٠ کینه کشیدن ٠ انتقام گرفتن ٠

معنی آختن در فرهنگ معین

آختن
(تَ) (مص م .) ۱ - بر آوردن ، بیرون کشیدن (تیغ وشمشیر از غلاف ). ۲ - بالا بردن ، برافراشتن . ۳ - آماده و کوک کردن ساز.
( ~. تَ) (مص ل .) دست برآوردن ، تصرّف کردن ، تغییر دادن .

معنی آختن در فرهنگ فارسی عمید

آختن
برکشیدن، برآوردن و بیرون کشیدن چیزی، مثل بیرون کشیدن تیغ از غلاف.

معنی آختن به انگلیسی

unsheathe (فعل)
اختن ، از غلاف در اوردن ، از غلاف بیرون کشیدن

آختن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
۱. بیرون کشیدن (مطلقا )
۲. کشیدن تیغ از غلاف
مصیب مهرآشیان مسکنی
تیغ از نیام کشیدن وبلا فاصله به دشمن با اسب تاختن است و تاختن سوار کار اسب از این واژه گرفته شده است والا بدون جنگ باید تازیدن باشد
علی باقری
آخته شدن چیزی به چیزی : برکشیده شدن آن به سوی این ، مثلاً تیغ به سوی دشمن.
آخته شدن دل به مهر : کشیده شدن دل به سوی محبت.
صاحب باغ چون شناخته شد
هر دو را دل به مهر آخته شد
(هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 577)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آختن   • مفهوم آختن   • تعریف آختن   • معرفی آختن   • آختن چیست   • آختن یعنی چی   • آختن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آختن

کلمه : آختن
اشتباه تایپی : Hojk
عکس آختن : در گوگل

آیا معنی آختن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )