برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1405 100 1

آب زر

معنی آب زر در لغت نامه دهخدا

آب زر. [ ب ِ زَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) زر محلول که بدان نویسند و تذهیب کنند. معرّب آن زریاب و بتصحیف زرباب است : کسی گفت چگونه میبینی این دیبای مُعْلَم را بر این حیوان لایعلم ؟ گفتم خطی زشت است که به آب زر نوشته است. (گلستان ).
منه جان من آب زر برپشیز
که صراف دانا نگیرد بچیز.
سعدی.
- چون آب زر شدن ِ کار ؛ سخت نیکو و بسامان شدن آن ، و مرادف آن چون زر و چون نگار شدن است :
از پی زر بسر چو آب از پی آن دَوَم که او
با چو تو نقره ای کند کار دلم به آب زر.
مجیر بیلقانی.
تا ز رای تو یافت پرتو نور
کار خورشید همچو آب زر است.
رفیعالدین لنبانی.
آفتابی که هر دو عالم را
کار از او همچو آب زر گردد.
عطار.
|| شراب سفید.

معنی آب زر به فارسی

آب زر
( اسم ) ۱ - آبی که در آن طلا و نقره حل کرده باشند زر محلول که بدان نویسند و تذهیب کنند . ۲ - شراب زعفرانی .
زر محلول که بدان نویسند و تذهیب کنند

معنی آب زر در فرهنگ معین

آب زر
(بِ زَ) (اِمر.) ۱ - آب طلا. ۲ - شراب زعفرانی .

آب زر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
آب طلا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی هجوم آورنده   • برگماشتن در جدول   • معنی هجوم اورنده در جدول   • علم کالبد شکافی   • پایندگی   • ظرافت   • آب زرشک   • نوعی زغال در جدول   • معنی آب زر   • مفهوم آب زر   • تعریف آب زر   • معرفی آب زر   • آب زر چیست   • آب زر یعنی چی   • آب زر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب زر
کلمه : آب زر
اشتباه تایپی : Hf cv
عکس آب زر : در گوگل

آیا معنی آب زر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )