برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1397 100 1

آب دیده

/'Abdide/

معنی آب دیده در لغت نامه دهخدا

آب دیده. [ ب ِ دی دَ / دِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اشک :
فرنگیس چون روی بهزاد دید
شد از آب دیده رخش ناپدید.
فردوسی.
سزد که دو رخ کاریز آب دیده کنی
که ریزریز بخواهدْت ریختن کاریز.
کسائی.
بدم چو بلبل وآنان به پیش دیده ٔ من
بدند همچو گل نوشکفته در گلزار
کنون ز دوری ایشان دو جوی میرانم
ز آب دیده و من بر کنار بوتیمار.
جمال الدین عبدالرزاق.
کنونم آب حیاتی بحلق تشنه فروکن
نه آنگهی که بمیرم به آب دیده بشویی.
سعدی.

معنی آب دیده به فارسی

آب دیده
( اسم ) اشک سرشک گریه .
اشک

معنی آب دیده در فرهنگ فارسی عمید

آب دیده
۱. پارچه یا چیز دیگر که در آب افتاده و آب به خود کشیده و آسیب دیده باشد، نم کشیده، خیس.
۲. [عامیانه، مجاز] باتجربه، آب داده: فولاد آب دیده.

آب دیده در جدول کلمات

آب دیده
اشک چشم, سرشک
مرد را آب دیده کند
سفر

آب دیده را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اب دیده   • قطعه اضافی جانشین   • معنی آبدیده   • به پا خواستن   • اب دیده در جدول   • معنی شناس   • شیشه آبدیده   • غیبگو   • معنی آب دیده   • مفهوم آب دیده   • تعریف آب دیده   • معرفی آب دیده   • آب دیده چیست   • آب دیده یعنی چی   • آب دیده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب دیده
کلمه : آب دیده
اشتباه تایپی : Hf ndni
آوا : 'Abdide
نقش : صفت
عکس آب دیده : در گوگل

آیا معنی آب دیده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )