برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1389 100 1

آب انداختن

معنی آب انداختن در لغت نامه دهخدا

آب انداختن. [ اَ ت َ ] (مص مرکب ) میختن ستور. || پختگی آغازیدن میوه. || جدا شدن آب ماست و آش سرد و جز آن از دیگر اجزاء.

معنی آب انداختن به فارسی

آب انداختن
( مصدر ) ادرار کردن پیشاب کردن شاشیدن
پختگی آغازیدن میوه جداشدن آب ماست و آش سرد و جز آن از دیگر اجزائ
ظاهر و فاش کردن .
غروب کردن
کنایه از فتنه و هنگامه تازه بر پا کردن

معنی آب انداختن در فرهنگ معین

آب انداختن
(اَ تَ)(مص ل .) ۱ - نطفه ریختن در رحم . ۲ - ادرار کردن .

آب انداختن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انداختن کشتی به اب   • کشتیهای غول پیکر   • به آب انداختن کشتی های بزرگ   • معنی آب انداختن   • مفهوم آب انداختن   • تعریف آب انداختن   • معرفی آب انداختن   • آب انداختن چیست   • آب انداختن یعنی چی   • آب انداختن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب انداختن
کلمه : آب انداختن
اشتباه تایپی : Hf hknhojk
عکس آب انداختن : در گوگل

آیا معنی آب انداختن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )