برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1529 100 1
شبکه مترجمین ایران

آبگینه

/'Abgine/

مترادف آبگینه: آبگین، آینه، آیینه، زجاج، مرآت، شیشه، بلور، تیغ، الماس

معنی اسم آبگینه

اسم: آبگینه
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: ābgine) شیشه، زجاج، بلور، آینه، (در قدیم) ظرف شیشه ای یا بلوری به ویژه جام شراب - شیشه، آینه، ظرف شیشه ای یا بلورین به ویژه جام شراب

معنی آبگینه در لغت نامه دهخدا

آبگینه. [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) جسمی جامد غیر حاجب ماوراء که از ذوب سنگ آتش زنه (چخماق ) با قلیا (ملح القلی ) سازند. شیشه. زجاج. زُجاجه. اَسر : بازرگانان مصر آنجا [ سودان ] روند و نمک و آبگینه و ارزیز برند و بهمسنگ زر فروشند. (حدودالعالم ).
اندر اقبال آبگینه خنور
بستاند عدو ز تو ببلور.
عنصری.
گهر به دست کسی کو نه اهل آن باشد
چو آبگینه بود بی بها و پست بها.
عنصری.
یکی با من چو جان با غم بکینه
یکی مانند سنگ و آبگینه.
(ویس و رامین ).
نپیوندند با هم مهر و کینه
چو کین آهن بود مهر آبگینه.
(ویس ورامین ).
بهم چون بود مهر و کین گاه جنگ
ابا آبگینه کجا ساخت سنگ ؟
اسدی.
آبگینه ز سنگ میزاید
لیک سنگ آبگینه میشکند.
خاقانی.
مگر میرفت استاد مهینه
خری میبرد بارش آبگینه.
عطار.
آبگینه همه جا یابی از آن قدرش نیست
لعل دشوار به دست آید از آن است عزیز.
سعدی.
بدر میکنند آبگینه ز سنگ
کجا ماند آیینه در زیر زنگ ؟
سعدی.
ز منجنیق فلک سنگ فتنه میبارد
من ابلهانه گریزم در آبگینه حصار.
عرفی.
صبوری من و بیرحمی تو آتش و آب
دل من و غم عشق تو آبگینه و سنگ.
ولی دشت بیاضی.
|| آینه ٔ زجاجی. || آینه ٔ حلبی. آینه ٔ رومی. آینه ٔ فلزین. سجنجل :
دو خانه دگر زآبگینه بساخت
زبرجد بهر جای اندر نشاخت.
فردوسی.
که از آبگینه همی خانه کرد
وز آن خانه گیتی پرافسانه کرد.
فردوسی.
گفتم آن سفر کدام است ، گفت گوگرد پارسی خواهم بچین بردن... و آبگینه ٔحلبی بیمن. (گلستان ).
- سنگ آبگینه ؛ قسمی از ریگ سنگ چخماقی باشد که آن را با مواد دیگر مخلوط و ذوب کنند شیشه ساختن را. مینا. (زمخشری ) : و از نصیبین سنگ آبگینه خیزد نیکو. (حدودالعالم ).
|| بمجاز، به معنی ظرف از شیشه ، خاصه ظرف شراب :
زآن شرابی خورد باید خرّم و یاقوت فام
کز فر ...

معنی آبگینه به فارسی

آبگینه
( اسم ) ۱ - شیشه زجاج . ۲ - بلور . ۳ - آین. زجاجی ۴ - ظرف شیشه یی ظرف شراب . ۵ - الماس . ۶ - تیغ . ۷ - آسمان . یا آبگینه بیمار . قاروره تفسیره پیشیار . یا آبگینه حلبی . آین. حلبی آین. فلزی که در شهر حلب میساختند . یا آبگینه شامی . آین. شامی آین. منسوب بشهر شام . یا آبگینه مخروط . بلور تراشیده .
شیشه زجاج
قاروره دلیل
ظاهرا آینه فلزی بوده که در حلب می ساختند
( اسم ) ۱ - آینه خانه آیینه خانه . یا سنگ منجنیق در آبگینه خانه انداختن . کنایه از انجام دادن عملی که بسبب آن ضرر و خسرانی بزرگ ایجاد شود . ۲ - بطری شیش. شربت و مانند آن .
آینه خانه
( اسم ) آسمان سپهر .
فروشنده آبگینه
( صفت اسم ) شیشه گر شیشه ساز .
شیشه گر زجاجی
۱ - عمل و شغل آبگینه گر ساختن آبگینه ۲ - جای ساختن آبگینه کارخانه ای که در آن آبگینه سازند.
عمل ساختن آبگینه
حدود العالم
بر کنار راه شیراز و کازرون واقع است
گیاهی است که بدان شیشه را جلا دهند .

معنی آبگینه در فرهنگ معین

آبگینه
(نِ) [ په . ] (اِمر.) ۱ - شیشه . ۲ - پیمانه یا ظرف بلوری . ۳ - الماس . ۴ - تیغ . ۵ - کنایه از: آسمان .

معنی آبگینه در فرهنگ فارسی عمید

آبگینه
۱. شیشه، بلور: آبگینه همه جا یابی از آن بی محل است / لعل دشخوار به دست آید از آن است عزیز (سعدی: ۱۷۶).
۲. آیینه: دو خانه دگر زآبگینه بساخت / زبرجد به هر جایش اندر نشاخت (فردوسی: ۲/۹۴).
۳. [قدیمی] تنگ بلور.
۴. [قدیمی] شیشۀ شراب.
شیشه ساز.

آبگینه در دانشنامه ویکی پدیا

آبگینه
آبگینه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان ریوند قرار دارد و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
احمدآباد پل آبگینه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کازرون در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان بلیان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۱۳ نفر (۱۴۳خانوار) بوده است.
مختصات: ۲۹°۳۳′۲۶″ شمالی ۵۱°۴۵′۵۲″ شرقی / ۲۹٫۵۵۷۲۲°شمالی ۵۱٫۷۶۴۴۴°شرقی / 29.55722; 51.76444
کازرون نما
پل آبگینه، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان کازرون در استان فارس ایران.
این روستا در دهستان بلیان قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۳۶۵ نفر(۸۳ خانوار) بوده است.
پل آبگینه قناتی است که در روستای کمنج از توابع بخش زیرکوه، شهرستان قائنات در استان خراسان جنوبی قرار دارد.
نقش برجسته پل آبگینه مربوط به دوره قاجار است و در شهرستان کازرون، بخش مرکزی، دهستان بلیان، روستای پل آبگینه، کنار جاده آسفالته، انتهای دماغه کوه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۳۱۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آبگینه در جدول کلمات

آبگینه
شیشه, بلور, تنگ بلور, آیینه, مینا

معنی آبگینه به انگلیسی

glass (اسم)
جام ، شیشه ، گیلاس ، ابگینه ، لیوان ، استکان ، شیشه الات ، ایینه ، شیشه دوربین ، شیشه ذرهبین ، الت شیشهای
crystal (اسم)
کریستال ، بلور ، ابگینه

آبگینه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی باقری
آبگینه گهر: شیشه سرشت
باده در جام آبگینه گهر
راست چون آب خشک و آتش تر
معنی بیت : شراب سرخ در درون جامی که از شیشه بود درست مانند آتش تر بود در درون آب خشک.
(هفت پیکر نظامی، تصحیح دکتر ثروتیان، ۱۳۸۷ ، ص 496)
حمیدرضا دادگر_فریمان
شیشه،آبگین، آینه، آیینه، زجاج، مرآت، بلور، تیغ، الماس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شرکت آبگینه   • ظروف آبگینه   • آبگینه چیست؟   • آبگینه ارگانیک   • معنی آبگینه   • محصولات آبگینه   • آبگینه شیشه   • آژانس آبگینه   • مفهوم آبگینه   • تعریف آبگینه   • معرفی آبگینه   • آبگینه یعنی چی   • آبگینه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آبگینه

کلمه : آبگینه
اشتباه تایپی : Hf'dki
آوا : 'Abgine
نقش : اسم
عکس آبگینه : در گوگل

آیا معنی آبگینه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )