برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1578 100 1
شبکه مترجمین ایران

آبگز

/'Abgaz/

معنی آبگز در لغت نامه دهخدا

آبگز. [ گ َ ] (ن مف مرکب ) آبخست. آبزُرُفْت.
- آبگز شدن ؛ تباه شدن قسمتی از میوه.
- || ترنجیده شدن پوست تن آدمی بسبب آب ، چنانکه کارگران حمّام را.

معنی آبگز به فارسی

آبگز
( صفت اسم ) تباه و فاسد ( میوه ) .
تباه شدن قسمتی از میوه
( مصدر ) ۱ - تباه شدن قسمتی از میوه . ۲ - ترنجیده شدن تن انسان بسبب آب ( مثلا در کارگران حمام ).

معنی آبگز در فرهنگ معین

آبگز
(گَ) (ص مر.) میوة ترش شده و فاسد.

آبگز را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آبگز   • مفهوم آبگز   • تعریف آبگز   • معرفی آبگز   • آبگز چیست   • آبگز یعنی چی   • آبگز یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آبگز

کلمه : آبگز
اشتباه تایپی : Hf'c
آوا : 'Abgaz
نقش : صفت
عکس آبگز : در گوگل

آیا معنی آبگز مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )