برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1569 100 1
شبکه مترجمین ایران

آبگردان

/'AbgardAn/

معنی آبگردان در لغت نامه دهخدا

آبگردان. [ گ َ ](اِ مرکب ) چم فلزین. ملعقه ٔ کلان باندازه ٔ باطیه ٔ دسته دار که بدان از دیگ های بزرگ آب و جز آن برگیرند.

معنی آبگردان به فارسی

آبگردان
( اسم ) ملعق. بزرگ دسته دار که با آن از دیگهای بزرگ آب و جز آن بر گیرند .
چم فلزین

معنی آبگردان در فرهنگ معین

آبگردان
(گَ)(اِمر.) ظرفی دسته دار مانند ملاقه ، اما بزرگتر از آن ، که به وسیله آن آب ، آش یا غذاهای مانند آن را از ظرفی به ظرف دیگر می ریزند.

معنی آبگردان در فرهنگ فارسی عمید

آبگردان
ظرف بزرگ و دسته دار شبیه ملاقه که با آن آب یا غذای آبکی مانند آش و آبگوشت را از ظرفی به ظرف دیگر می ریزند.

آبگردان را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آدرس شرکت پرتو آبگردان   • برج خنک کن ساران   • آبگردان چیست   • شرکت های تولید کننده برج خنک کننده   • انتخاب برج خنک کن   • کاتالوگ برج خنک کن   • لیست قیمت برج خنک کننده   • شرکت صافیاد   • معنی آبگردان   • مفهوم آبگردان   • تعریف آبگردان   • معرفی آبگردان   • آبگردان یعنی چی   • آبگردان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آبگردان

کلمه : آبگردان
اشتباه تایپی : Hf'vnhk
آوا : 'AbgardAn
نقش : اسم
عکس آبگردان : در گوگل

آیا معنی آبگردان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )