برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

آبشخور

/'AbeSxor/

مترادف آبشخور: آبخور، آبشخورد، آبشخوار، سرچشمه، منهل، روزی، قسمت، نصیب، تقدیر، سرنوشت، مشرب، مقام، منزل، موطن

معنی آبشخور در لغت نامه دهخدا

آبشخور. [ ب ِ خوَرْ / خُرْ ] (اِ مرکب ) جایی از رود یا نهر یا حوض که از آن آب توان خورد و یا توان برداشت. ورد. مورد. مشرب. منهل. شریعه. مشرع. عَطَن. معطن. مشربه. شرعه. حوض. آبخور. سرچشمه. آبشخوار : الملحاح ؛ آن شتر که از آبشخور (عطن. معطن ) واتَر نیاید. (السامی فی الاسامی ).
جهان دار محمود شاه بزرگ
به آبشخور آرد همی میش و گرگ.
فردوسی.
از این پس نه آشوب خیزد نه جنگ
به آبشخور آید گوزن و پلنگ.
فردوسی.
چرا گاه این گاو بدتر نبود
هم آبشخورش نیز کمتر نبود
بپستان چنان خشک شد شیر اوی
دگرگونه شد رنگ و آژیر اوی.
فردوسی.
گیا نیست و آبشخور چارپای
فرود آمدن را نیابی تو جای.
فردوسی.
همان از دل پاک و پاکیزه کیش
به آبشخور آری همی گرگ و میش.
فردوسی.
|| منزل. مقام. موطن :
ببهرام داد آن زمان دخترش
بدان تا بچین باشد آبشخورش.
فردوسی.
بتوران زمین زادی از مادرت
همانجابد آرام و آبشخورت.
فردوسی.
بدو گفت رستم ترا کهترم
بشهر تو کرد ایزد آبشخورم.
فردوسی.
دستش نگیرد حیدرم دستم نگیرد عمّرش
رفتم پس آبشخورم او از پس آبشخورش.
ناصرخسرو.
|| نصیب. قسمت. روزی :
یکی راه بگشای تا بگذرم
بجایی که کرد ایزد آبشخورم.
فردوسی.
وگر هیچ رنج آیدت بگذرم
ز جای دگر جویم آبشخورم.
فردوسی.
ما برفتیم تو دانی و دل غمخور ما
بخت بد تا بکجا میبرد آبشخور ما.
حافظ.

معنی آبشخور به فارسی

آبشخور
( اسم ) ۱ - جایی از رود یا نهر یا حوض که از آن آب توان برداشت و خورد آبشخوار مشرب منهل آبخور . ۲ - ظرف آبخوری . ۳ - منزل مقام موطن . ۴ - نصیب قسمت . ۵ - سرنوشت .
مشرب شریعه

معنی آبشخور در فرهنگ معین

آبشخور
(بِ خُ) (اِمر.) = آبشخوار. آبشخورد: ۱ - جای خوردن یا برداشتن آب . ۲ - ظرف آبخوری . ۳ - منزل ، مقام . ۴ - بهره ، قسمت . ۵ - سرنوشت .

معنی آبشخور در فرهنگ فارسی عمید

آبشخور
۱. [مجاز] روزی، بهره، نصیب، قسمت.
۲. [قدیمی] جای زیست و اقامت.
۳. [قدیمی] جای آب خوردن یا آب برداشتن در کنار چشمه یا رودخانه: از این پس نه آشوب خیزد نه جنگ / به آبشخور آیند میش و پلنگ (فردوسی: ۲/۲۸۶).

آبشخور در جدول کلمات

آبشخور
قسمت, بهره, نصیب, روزی

معنی آبشخور به انگلیسی

destiny (اسم)
سرگذشت ، تقدیر ، سرنوشت ، فلک ، ابشخور ، نصیب و قسمت
trough (اسم)
تغار ، ابشخور ، سنگاب
watering place (اسم)
مخزن ، اب انبار ، ابشخور ، مشرب ، استخر ، محل چشمه اب معدنی

آبشخور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سروش
سرچشمه
جایی که آبی گوارا دارد
نیما
آبشخور با توجه به خود کلمه سرچشمه ی جایی که میتوان آبی گوارا نوشید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آبشخور   • مفهوم آبشخور   • تعریف آبشخور   • معرفی آبشخور   • آبشخور چیست   • آبشخور یعنی چی   • آبشخور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آبشخور

کلمه : آبشخور
اشتباه تایپی : Hfao,v
آوا : 'AbeSxor
نقش : اسم
عکس آبشخور : در گوگل

آیا معنی آبشخور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )