برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

آبسته

/'Abaste/

معنی آبسته در لغت نامه دهخدا

آبسته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] (ص ) آبست. زمین راست کرده برای زراعت.

آبسته. [ ب ِ ت َ / ت ِ ] (اِ) آبست. زهدان. رَحِم. || (ص ) آبستن. || متملق و چاپلوس. خوشامدگوی. معانی مذکور در فرهنگها برای این کلمه آمده است و شاهدی برای هیچیک یافته نشد، تنها این کلمه در بیت ذیل دیده میشود :
نه آرامید دیو دژ برامش
همان آبسته خوی خویش کامش
جز آنگاهی که کار ویس و رامین
بیامیزد بهم چون چرب و شیرین.
(ویس و رامین ).
باحتمالی ضعیف آبسته در این بیت چاپلوس و جاسوس و خوشامدگو و شاید به معنی واسطه ٔ بین عاشق و معشوق باشد.

معنی آبسته به فارسی

آبسته
۱ - ( صفت ) آبستن . ۲ - ( اسم ) زهدان رحم .
زمین راست کرده برای زراعت رحم زهدان

معنی آبسته در فرهنگ معین

آبسته
(بِ تِ) ۱ - (ص .) آبستن . ۲ - ( اِ.) زهدان ، رحم .
(بَ تِ) ( اِ.) زمین آماده برای کاشت .

معنی آبسته در فرهنگ فارسی عمید

آبسته
زمینی که در آن آب بسته و تخم پاشیده باشند، زمین آماده برای زراعت.

معنی آبسته به انگلیسی

pregnant (صفت)
ابستن ، بار دار ، حامله ، ابسته

آبسته را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آبسته   • مفهوم آبسته   • تعریف آبسته   • معرفی آبسته   • آبسته چیست   • آبسته یعنی چی   • آبسته یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آبسته

کلمه : آبسته
اشتباه تایپی : Hfsji
آوا : 'Abaste
نقش : اسم
عکس آبسته : در گوگل

آیا معنی آبسته مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )