برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1563 100 1
شبکه مترجمین ایران

آبستن کردن

معنی آبستن کردن در لغت نامه دهخدا

آبستن کردن. [ ب ِ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) احبال. (زوزنی ). القاح.

معنی آبستن کردن به فارسی

آبستن کردن
( مصدر ) حامله کردن باردار کردن القاح
القاح

معنی آبستن کردن در فرهنگ معین

آبستن کردن
( ~. کَ دَ) (مص م .) حامله کردن ، باردار کردن .

معنی آبستن کردن به انگلیسی

insemination (اسم)
کاشتن ، ابستن کردن ، تلقیح
lime (فعل)
ابستن کردن ، چسبناک کردن ، چسبناک کردن اغشتن ، با اهک کاری سفید کردن
knock up (فعل)
تحریک کردن ، برخورد کردن ، بپایان رساندن ، از کار انداختن ، ناراحت کردن ، بهم زدن ، ابستن کردن ، سردستی اماده کردن
fecundate (فعل)
بارور کردن ، ابستن کردن ، گشنیدن
impregnate (فعل)
ابستن کردن ، لقاح کردن ، اشباع کردن
inseminate (فعل)
پاشیدن ، افشاندن ، کاشتن ، ابستن کردن ، تلقیح کردن ، باردار کردن

آبستن کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آبستن کردن   • مفهوم آبستن کردن   • تعریف آبستن کردن   • معرفی آبستن کردن   • آبستن کردن چیست   • آبستن کردن یعنی چی   • آبستن کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آبستن کردن

کلمه : آبستن کردن
اشتباه تایپی : Hfsjk ;vnk
عکس آبستن کردن : در گوگل

آیا معنی آبستن کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )