برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

آبرومند

/'Aberumand/

مترادف آبرومند: آبرودار، باآبرو، برومند، شریف، محترم، معتبر، عفیف

معنی آبرومند در لغت نامه دهخدا

آبرومند. [ ب ِ م َ ] (ص مرکب ) عفیف. شریف.

معنی آبرومند به فارسی

آبرومند
( صفت ) صاحب آبرو با آبرو آبرودار عفیف شریف برومند .
عفیف شریف

معنی آبرومند در فرهنگ فارسی عمید

آبرومند
۱. آبرودار، باآبرو، دارای اعتبار و شرف.
۲. عفیف.
۳. بامناعت.

آبرومند در دانشنامه ویکی پدیا

آبرومند
آبرومند، روستای مرکز دهستان آبرومند از توابع بخش مرکزی شهرستان بهار در استان همدان در دامنهٔ کوه الوند و یکی از سبزترین روستاهای استان همدان می باشد.
دهستان آبرومند
قنات مرند کهریز، بهار
شهر بهار
فهرست روستاهای ایران
براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۷۴۵ نفر (۵۲۳خانوار) بوده است. بیشتر جمعیت این روستا را بهرامی ها تشکیل می دهند.
واژهٔ آبرومند یک اصطلاح جعلی بوده که پس از انقلاب فقط برای اینکه اظهار نظری شده باشد به این روستا اطلاق شده، هیچ منبع رسمی و اسناد مکتوب این عنوان را تأیید نمی کنند.
از قدیم نام این روستا به صورت های آرامَد، آرابند و «آرامند» تلفّظ گشته، توجیه آرابند شاید صحیحتر باشد چونکه رود سِیمینه رود که از قلل کوهستانی این دهکده نشعت می گیرد و به رود قره سو می پیوندد باید معبر یا پلی دو طرف رود را به هم وصل نماید. پُل یا بندی که دو طرف حاشیهٔ رود را به هم ارتباط می دهد در اصطلاح عامیانه آرابند یعنی بند واسط گفته شده است.
عکس آبرومند
آبرومند، دهستانی است از توابع بخش مرکزی شهرستان بهار در استان همدان ایران. این دهستان دارای مدارس دبستان،راهنمایی(دخترانه و پسرانه)،دبیرستان(پسرانه و دخترانه شبانه روزی)می باشد. دهستان آبرومند امکانات گاز ، آب ، برق ، تلفن را دارا می باشد.
براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۸٬۶۲۴ نفر (۱٬۹۸۵ خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی آبرومند به انگلیسی

honorable (صفت)
پسندیده ، عالیجناب ، سربلند ، خوش طینت ، محترم ، شریف ، شرافتمندانه ، بزرگوار ، شایان تعریف ، ابرومند ، لایق احترام
responsible (صفت)
مسئولیت ، معتبر ، ابرومند ، عهده دار ، مسئولیت دار
smug (صفت)
خود بین ، از خود راضی ، کوته نظر ، ابرومند
respectful (صفت)
با ادب ، مودب ، ابرومند ، پر احترام
respectable (صفت)
معزز ، عالیجناب ، محترم ، ابرومند ، قابل احترام
honourable (صفت)
عالیجناب ، سربلند ، خوش طینت ، محترم ، شریف ، شرافتمندانه ، بزرگوار ، شایان تعریف ، ابرومند ، لایق احترام

آبرومند را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دکتر داریوش ابرومند جراح بینی   • دکتر آبرومند متخصص زیبایی   • گالری عکس دکتر آبرومند   • هزینه عمل بینی دکتر ابرومند   • دکتر ابرومند خوبه؟   • سردار آبرومند   • آدرس مطب دکتر آبرومند   • جمال الدین آبرومند   • معنی آبرومند   • مفهوم آبرومند   • تعریف آبرومند   • معرفی آبرومند   • آبرومند چیست   • آبرومند یعنی چی   • آبرومند یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آبرومند

کلمه : آبرومند
اشتباه تایپی : Hfv,lkn
آوا : 'Aberumand
نقش : صفت
عکس آبرومند : در گوگل

آیا معنی آبرومند مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )