برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1419 100 1

آباد بوم

معنی آباد بوم در لغت نامه دهخدا

آباد بوم. (اِ مرکب ) جای آباد :
یکی شارسان کرد و آباد بوم
برآورد بهر اسیران روم.
فردوسی.
زتوران و از هند و از چین و روم
ز هر کشوری کان بد آباد بوم
همی باژ بردند نزدیک شاه
برخشنده روز و شبان سیاه.
فردوسی.
چو آگاهی آمد ز ایران بروم
که ویران شد آن مرز آباد بوم...
فردوسی.
گشاده شد آن مرز آباد بوم
سواری بدیدند جنگی ز روم.
فردوسی.
بدو گفت از ایدر برو تا به روم
میاسای هیچ اندر آباد بوم.
فردوسی.
|| (اِخ ) در ابیات ذیل نام محلی گمان میرود و شاید ایران مراد باشد:
چنین گفت روشندل پارسی
که بگذشت سال از برش چارسی
که خسرو [ پرویز ] فرستاد کسها بروم
بهند و به چین و به آباد بوم
برفتند کاریگران سه هزار
ز هر کشوری هرکه بد نامدار.
فردوسی.
هم آنگه فرستاد کسها بروم
بهند و بچین و به آباد بوم.
فردوسی.
هر آنکس که بود اندر آباد بوم
رسیدند سرتاسر اکنون بروم.
فردوسی.
بیامد پراندیشه زآباد بوم
همی رفت هم زین نشان تا بروم.
فردوسی.
سپاهی بدو داد تا باژ روم
بخواهد سپارد به آباد بوم.
فردوسی.

معنی آباد بوم به فارسی

آباد بوم
جای آباد

آباد بوم را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آداک برج   • فروش کناف   • عاملیت کناف   • کناف ایران   • معنی آباد بوم   • مفهوم آباد بوم   • تعریف آباد بوم   • معرفی آباد بوم   • آباد بوم چیست   • آباد بوم یعنی چی   • آباد بوم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آباد بوم
کلمه : آباد بوم
اشتباه تایپی : Hfhn f,l
عکس آباد بوم : در گوگل

آیا معنی آباد بوم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )