برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1397 100 1

آبادانی

/'AbAdAni/

مترادف آبادانی: آبادی، عمارت، عمران، ترقی، توسعه، رونق، آسایش، ترفیه، رفاه

متضاد آبادانی: خرابی

معنی آبادانی در لغت نامه دهخدا

آبادانی. (حامص مرکب ) عمران. عمارت. (دستوراللغة) : آن زمین را که دروست برکت و آبادانی و قاعده های استوار می نهد. (تاریخ بیهقی ). متحیر گشت و گفت آنچه در دنیا برای آبادانی عالم بکار آید... در این آیت بیامده است. (کلیله و دمنه ). و بهیبت و شوکت ایشان آبادانی جهان وتألیف اهواء متعلق باشد. (کلیله و دمنه ). || (اِ مرکب ) محل معمور. آبادی. قریه. ده. شهر : زاغ روی به آبادانی نهاد. (کلیله و دمنه ).
آفتابی که رسد منفعت است
بخرابی و به آبادانی.
انوری.
|| معموره ٔ ارض. ربع مسکون : و این [ هندوستان ] بزرگترین ناحیت است اندر آبادانی شمال. (حدودالعالم ). و خراسان نزدیک میانه ٔ آبادانی جهان است. (حدودالعالم ). آن مملکت های بزرگ که گرفت [ اسکندر مقدونی ] ودر آبادانی جهان که بگشت سبیل وی آن است که کسی بهرتماشا بجایها بگذرد. (تاریخ بیهقی ). || سکنه و پیشه وران و نظایر آن که اساس عمران بر آنها است : و این مداین شهری بزرگ بود و با آبادانی و آبادانی وی ببغداد بردند. (حدودالعالم ). || (حامص مرکب ) بسیارمردمی : و جایهایی اند با خواسته و نعمت و آبادانی. (حدودالعالم ). || مجازاً، رفاه. سعادت. غنا : و جز خشنودی و آبادانی خان و مان تو نخواهیم. (تاریخ بخارای نرشخی ).
- امثال :
آب آبادانی است .
آب به آبادانی میرود ؛رود و جوی منتهی بشهر یا دیه میشود.
نه آب و نه آبادانی نه گلبانگ مسلمانی ؛ مکانی قفر یا بی سکنه.
هر آنچه بینند در ویرانی ، نگویند در آبادانی . (از اسرارالتوحید).

آبادانی. (اِخ ) نام مردی بعرب که بعلم و پرهیزگاری معروف بوده است ، منسوب بشهر آبادان.

معنی آبادانی به فارسی

آبادانی
( صفت ) منسوب به آبادان ( عبادان ) از مردم آبادان
عمران عمارت
( اسم ) آباد کننده موجب آبادانی : ( اقلیمی پدید آید که اندرو آبادانی کن نیست . ) ( حی بن یقظان ).

معنی آبادانی در فرهنگ معین

آبادانی
(حامص . اِ.) ۱ - عمران ، آبادی . ۲ - منسوب به شهر «آبادان ». ۳ - آبادی ، قریه . ۴ - رفاه ، آسایش . ۵ - زراعت ، کشاورزی .

معنی آبادانی در فرهنگ فارسی عمید

آبادانی
۱. آباد بودن.
۲. (مصدر متعدی) آباد ساختن زمین با کشت وکار، آباد کردن.
۳. (اسم) [قدیمی] جایی که در آن آب و گیاه پیدا شود و مردم در آنجا زندگانی کنند.

آبادانی در جدول کلمات

آبادانی را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حمیدرضا دادگر_فریمان
آبادی، عمارت، عمران، ترقی، توسعه، رونق، آسایش، ترفیه، رفاه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آبادانی   • ابادانی در جدول   • دانلود فیلم طنز ابادانی   • فیلم آبادانی ها   • کلیپ ابادانی   • دانلود طنز آبادانی اکبر اودود   • آبادانی ها کیانوش عیاری   • دانلود فیلم آبادانی ها   • مفهوم آبادانی   • تعریف آبادانی   • معرفی آبادانی   • آبادانی چیست   • آبادانی یعنی چی   • آبادانی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آبادانی
کلمه : آبادانی
اشتباه تایپی : Hfhnhkd
آوا : 'AbAdAni
نقش : اسم
عکس آبادانی : در گوگل

آیا معنی آبادانی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )