در فارسی میانه و گویش خراسانی: یات و ایات ( مانند کتاب ارجمند ایاتگار زریران )
در شاهنامه واژه ویر به معنی حافظه آمده است.
به نظرم نیک است که
حافظ: ویر
خاطره: یاد
یاد ها:خاطرات و خطرات.
معنی اصلی و دیگر یاد ( ویر ) می باشد که بارها در شاهنامه سترگ فردوسی بزرگ آمده است و این واژه در زبان اقوام تات از قرن هاپیش حفظ و هنوز به کار گرفته می شود
تات یک واژه ترکی است که ترکان به همه ایرانیان می گفتند
... [مشاهده متن کامل]
به معنی غیر از ترک یا بیگانه که بعدها این واژه را برای قوم کنونی تات به کار بردند
استاد یارشاطر و علی اشرف صادقی و دیگر تاریخ دان ها و زبانشناسان می گویند زیبنده است که این زبان باستانی ایرانی را مادی یا رساتر آذری بنام
که زبان آذربایجان ایران و باکو قسمت هایی از ترکیه در چند قرن پیش زبان باستانی آذری بوده است
اَمِرتات
از شهر سِگز آباد ( سُزگاوَه ) در ۷۰ کیلومتری جنوب قزوین شهرستان بویین زهرا
مهد ۱۱ هزار ساله یکجانشینی و ۹۰۰۰ ساله تپه های تمدن و قبرستان
معنی دیگر یاد ( ویر ) می باشد که در شاهنامه سترگ فردوسی بارها به کار برده شده و تاکنون در زبان باستانی تاتی که زیبنده است آن را زبان مادی یا آذری بنامیم هنوز به کار برده می شود
اَمِرتات
از شهر ۱۱۰۰۰ ساله یکجانشینی و ۹ هزار سالهتپه ی تمدن و قبرستان
... [مشاهده متن کامل]
سِگز آباد که در گویش محلی ( سُزگاوَه ) ۷۰ کیلومتری جنوب قزوین
گویش خراسانی : ایات
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
" درخورِ یاد است ":لازم به ذکر است
" بازیاد. بازویر. یادآورد. یادآوری . یادش. یاد. بازیادآور . بازیادآورد. بازیادآوری. بازویرآور. بازویرآورد. بازویرآوری. بازیادش. بازویرش. بازیادآوردش. ان. تن. دن. ش. ها":reviwe.
منبع. عکس فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
کلمه و کلیدواژه یاد در رَوند پیشروی و پَسروی زنجیره کلمات از زاویه قانون حذف و اضافه حروف در کلمات برای ایجاد کلمات جدید در ابعاد کاربردی مختلف مُنشعب از کلمه زیاد و مترادف مفهومی انطباقی با کلماتی از قبیل؛ زیادت یزد یزدان یزید بایزید زادن زاینده مزید زِیْد می باشد.
... [مشاهده متن کامل]
مترادف مفاهیم موازی؛ ذکر، حافظه، آموزش، تعلیم، خاطره، اندیشه، خاطر، فکر
لری بختیاری
ویر:یاد، هوش
حافظه
زبان کردی جنوبی: هۊر
یاد:برگشت ذهن در این لحظه به آنچه در گذشته ضبط کرده با توجه به نیاز و یا مواجهه آن با هر چیزی
یاد = خاطره
یاد در زبان پهلوی به ریخت "ایات" ayat است.
یاد : یاد 1 - حافظه، خاطره، یادآوری؛ 2 - ( درقدیم ) بر زبان آوردن نام خدا، ذکر؛ 3 - ( در قدیم ) بر زبان یا به قلم آوردن نام کسی، ذکر نام؛ 4 - ( در قدیم ) بیداری. یاد اسم دختر باریشه فارسی است.
یاد
پارسی. . . اندیشه
کردی . . . بیر یا ویر
اوستایی . . . بیر
پهلوی . . . بیر
ذهن
یاده. یادکرد. یادکار. یادماند. یادگان
یاد ( یات ) ، ناد - پسوند نسبت، مالکیت، دارندگی و همراهی فارسی اَوِستایی
آبانیاد، زامیاد، فریاد، بنیاد، مَهیاد، شهیاد، رامناد، رامیاد و. . .
معنای فهم را نیز تداعی می کند. یاد گرفتن همان فهمیدن است.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٣)