یابو

/yAbu/

    hack
    jade
    nag
    workhorse
    pack - horse
    sumpter

مترادف ها

tit (اسم)
ضربه، نوک پستان، یابو، ممه، دختر یا زن

nag (اسم)
عیب جو، یابو، نق نقو، اسب پیر و وامانده، اسب کوچک سواری

draft horse (اسم)
اسب بارکش، یابو

workhorse (اسم)
اسب بارکش، یابو، ادم زحمتکش

outrunner (اسم)
یابو

packhorse (اسم)
یابو

pony (اسم)
یابو، اسب کوتاه و کوچک، تاتو

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
واژه ی یابو از ریشه دو واژه ی یا و بو فارسی هست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

یابویابویابویابویابویابو
منبع عکس. فرهنگ پاشنگ
یابویابویابویابو
یابو/یاوو نزد کرمانجان اسب نر است
یابو yaaboo
در گویش شهربابکی به معنی حیوان زبان نفهم است ، به اسب شاه گفتن یابو ، کنایه از این است که وقتی کسی از سخن درست می رنجه ، میگن توهینی که نشده ، مگر به اسب شاه گفتن یابو
pony
یابو
Ponies were used to pull the coal trucks
قبلاً یابوها واگن های روباز زغال سنگ رو جابجا میکردن
حیوان بار بر
قاطر

بپرس