دشمنی
کین واژه ای فارسی و برگرفته از واژه � kēn� در فارسی میانه و به معنای خونخواهی می باشد .
این واژه به شکل � kaēnā� در اوستایی آمده است .
این واژه به شکل �poinā � وارد زبان یونانی شده سپس به شکل punish و penal وpenalty وارد زبان انگلیسی شده است .
کین. آز. بخل. رشک. تقاس. دژ. تنگ. کین ود. رو خواه . بداندیش. بد. زشت. زننده. کُشنده. خشم.
المنطق المشرقیین:" اندیشِ خاورانها " از بابا بزرگ پورسینا.
حقوق ومزایا:" راسته ها و مزیت ها ".
" دستاورد و دستاورده ":الحاصل و المحصول از پور سینا.
التحصیل:" دستاورش ".
" رهایش با فرار از نهر گمراهی ها ":النجات من الفرار فی بحر الظلالات". از بابابزرگ پورسینا.
معانی:مینوها.
بیان:بیان.
صور خیال:رخای گمان.
بدیع:نومیدی. نومند.
فنون فصاحت وبلاغت:" فنهای شیوایی و رسایی. ".
منطق صوری:اندیش صوری.
[پایه گرفت. پایهء گرفتش:اساس الاقتباس. ]
کین جویی. کشیدن. تقاس. درآوردن:انتقام
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
کین = کون ، باسن
کین = کینه و دشمنی
خشم از کسی داشتن در دل
نقار
کین: در پهلوی کن kēn بوده است .
( ( از آن بد کنش دیو روی زمین
بپرداز و پردخته کن دل ز کین. ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 246. )
کین= نشمینگاه - باسن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)