کیس

/kis/

    shrink
    strain
    shrunk
    uneven
    bag
    buckle
    bulge
    pucker
    sag
    wrinkle

فارسی به انگلیسی

کیس دار شدن
pucker

کیس دارکردن
pucker

کیس کردگی
bag

کیس کردن
bag, bulge, shrivel, sag

کیس کردن در اثر حرارت شدید
buckle

کیس کردن در اثر فشار
buckle

پیشنهاد کاربران

رابطهً کیس و کیسه با پوست خایه یا بیضه و ریشهً کلمهً � cyst�. ریشهً � کیس� و � کیسه� ، واژهً� آوایی �جیش�، از ادرار کردن بچه است. �
احتمالا ، این واژهً آوایی ، �جیش�، در آغاز �� کیس� بوده و بعد تبدیل به �جیش� شده. فعل ادرار کردن, att ( kiss ) a در سوئدی ، piss , ادرار در اینگلیسی و فعل pissiare ( پیس�آره� ) به معنای ادرار کردن در لاتین، �
...
[مشاهده متن کامل]

Japanese "kissa" ( tea house ) - AI�� در ژاپنی،
برای تشریح بیضه، میتوانیم از دو مشخصه استفاده کنیم:�
۱ - پوستش چروک است. �کیس�دارد.
۲ - چیزی را در خود میگنجاند. یک �کیسه� است.
در زبان فارسی نمونه های شبیه دیگری هم وجود دارند ،
�آواره� و � آوار� و � تخته� و � تخت�.
بیضه ها، به ادرار نسبت داده شده اند، چون به دلیل فرم بیرونی دستگاه تناسلی ادراری ، کیسه ای بنظر میامده اند که ادرار را در خود میگنجانیده اند �و� �cyst� فقط یک بازگشت، - به زبان فارسی است، از �kystis�یونانی.
منابع:
- SVENSKA AKADEMIENS
ORDBOK
- etymonline
- Cambridge dictionary

رابطهً کیس و کیسه با پوست خایه یا بیضه و ریشهً کلمهً � cyst�. ریشهً � کیس� و � کیسه� ، واژهً� آوایی �جیش�، از ادرار کردن بچه است. �
احتمالا ، این واژهً آوایی، در آغاز �� کیس� بوده و بعد تبدیل به �جیش� شده. فعل ادرار کردن, att ( kiss ) a در سوئدی ، piss , ادرار در اینگلیسی و فعل pissiare ( پیس�آره� ) به معنای ادرار کردن در لاتین، �
...
[مشاهده متن کامل]

Japanese "kissa" ( tea house ) - AI�� در ژاپنی،
برای تشریح بیضه، میتوانیم از دو مشخصه استفاده کنیم:�
۱ - پوستش چروک است. �کیس�دارد.
۲ - چیزی را در خود میگنجاند. یک �کیسه� است.
در زبان فارسی نمونه های شبیه دیگری هم وجود دارند ،
�آواره� و � آوار� و � تخته� و � تخت�.
بیضه ها، به ادرار نسبت داده شده اند، چون به دلیل فرم بیرونی دستگاه تناسلی ادراری ، کیسه ای بنظر میامده اند که ادرار را در خود میگنجانیده اند �و� �cyst� فقط یک بازگشت، - به زبان فارسی است، از �kystis�یونانی.
منابع:
- SVENSKA AKADEMIENS
ORDBOK
- etymonline
oxfordregerence
- Cambridge dictionary

کیس فارسی است مانند کاسک زیرا به زبانش لری لاک پشت را کاسکیسل گویند که ترکیبی ( تِر، کیپ، ی ) از کاس و کیس است و حرف ( ل ) الحاقی ( لقی ) است.
کَیِّس. .
کسیکه به رمزورموزمسائل سیاسی اشراف داشت باشد. .
سیاستمدارباهوش وذکاوت را ک یِّ س مینامند. .
واژه کیس
معادل ابجد 90
تعداد حروف 3
تلفظ [kayyes]
نقش دستوری اسم
ترکیب ( صفت ) [عربی، جمع: اکیاس] [قدیمی]
مختصات ( فره )
آواشناسی kis
الگوی تکیه S
شمارگان هجا 1
منبع لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
فرهنگ فارسی هوشیار
موضوع، مسئله
جعبه افزار ، محفظه
کیس در زبان عربی میتواند به معنای کیسه باشد
کیس المختوم
سلام
کیس داخل فرهنگ لغت ما کیدرمایی ها ( کیدرمایی = کسانی که فیلم و سریال کره ای نگاه میکنند ) یعنی بوسه
کیس به معنای گاز گرفتن است
زیرک وباهوش بودن در سیاست
کَیِّس با یایی مشدّ در لغت به معنای بسیار زیرک و خردمند است
کازه
کیس در زبان عربی به معنی زیرک و باهوش و مودب و خردمند معرفی شده است
کیس. محفظه، کازه. این واژه که مترادف واژهٌ انگلیسی Case است، در اصل منشعب از واژهٌ لاتین Capsa میباشد.
کیس ( از اجزاء رایانه ) . محفظه، کازه. این واژه که مترادف واژهٌ انگلیسی Case است، در اصل منشعب از واژهٌ لاتین Capsa میباشد.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٦)