humped
فارسی به انگلیسی
مترادف ها
قلنبه، ظن، قوز، کوهان، گوژ، فشار با ارنج، احساس وقوع امری در اینده
قوز، پیاده روی، کوهان، گوژ، برامدگی گرد
پیشنهاد کاربران
کوهان واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �kōf� در فارسی میانه و به معنای برآمدگی و پسوند �ان � می باشد .
کوه در فارسی باستان به شکل �kaufa� وجود داشته است .
کوه در فارسی باستان به شکل �kaufa� وجود داشته است .
کوهان : ان آخر این کلمه پسوند خصلت است ودرمجموع کوهان به معنای شبیه به کوه بودن است.
کوهان
برامدگی پشت شتر
برامدگی پشت شتر
( واحدشمارش شتر )
برآمدگی پشت شتر
یک کوهان شتربجای یک نفرشتر ( نفرعربی )
برآمدگی پشت شتر
یک کوهان شتربجای یک نفرشتر ( نفرعربی )
هود
سنام