کوفته

/kufte/

    wrought
    beaten
    black-and-blue
    loaf
    run-down
    bruised
    pounded
    exhausted
    tired out
    dumpling
    meatball
    rissole
    one who is worn out by fatigue

فارسی به انگلیسی

کوفته ارد ذرت
hush puppy

کوفته الو
duff

کوفته شدن
bruise, tire

کوفته قلقلی
meatball

کوفته گوشتی
meatball

کوفته ماتسو
matzo ball

کوفته ماهی
gefilte fish

کوفته کردن
bruise

مترادف ها

livid (صفت)
خاکستری رنگ، سربی رنگ، کبود شده، کوفته

spent (صفت)
خسته، نیروی خود را از دست داده، کم زور، کوفته، رها شده، خرج شده، بی رمق، از پا درامده

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
ببینیم در زبان پارسی باستان آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

کوفتهکوفتهکوفتهکوفته
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_فارسی_باستان
کوفته شُونی ( نوعی ) خوراکی گوشتی و آیینی است که نام پهلوی دارد از بون
کوفتَن ( کوب - ) : زدن سخت
کوبدار: کوبیدنی
کوبین: کوبیدنی
کوبیگ یا کوبیک: کوبیدنی؛ بسته به کوبیدن، کوبشی
کوفتار: کوبنده
...
[مشاهده متن کامل]

کوباک یا کوباگ: کوبنده
کوبان: کوبنده
کوبیندَک یا کوبیندَگ: کوبنده
کوبیشن: کوبیدن
کوبیشنیک یا کوبیشنیگ: کوبنده؛ کوبیدنی؛ کوبشی
کوبیشنیه: کوبیدن
کوبیشنیها: با کوبیدن
کوبَک یا کوبَگ: کوبنده؛ کوبه، ابزاری برای کوفتن
کوبینَک یا کوبینَگ: ابزاری برای کوبیدن
پَدیشکوب: ابزاری برای کوبیدن
کوفت: کوبید؛ کوبیده شده
کوبید: کوفت؛ کوبیده شده
کوفتَک یا کوفتَگ: کوفته، کوبیده؛ کوفته شده، کوبیده شده
کوبیدَک یا کوبیدَگ: کوفته، کوبیده؛ کوفته شده، کوبیده شده
بر پایه نام خوراکی های کهن و آیینی آذربایجان نیز زبان و فرهنگ مردم آذربایجان ( درستتر آن است که آدورپایگان بگوییم ) گویش آذری زبان پهلوی ( که پارسی میانه یا پارسی پهلوی نامیده می شود ) و تبار آنان آریایی ماد می باشد. برای نمونه دوم به قیقاناخ یا همان گیگاناگ نیز نگاهی بکنید.

منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه ی کوفته از ریشه ی واژه ی کوفتن فارسی هست
کوفتهکوفتهکوفتهکوفته
والا من هرجا دیدم کوفته رو با گوشت چرخ کرده یا کوبیده ( کوفته ) می پختن نه گوشت درسته!
دیگه واژه ای که فارسی بودنش رو بچه دبستانی هم میدونه ندزدید فداتون بشم
کوفتلاماق!
پس اردو هم از دویدن فارسی میاد که معنی پیشروی رو میده
...
[مشاهده متن کامل]

گوک که میشه آسمان از گویک فارسی میاد به معنی نیمکره و گنبد
قشون از گشتن میاد!
مطالعه رو ولش کن
حداقل منطق رو صدا بزنید!

برآیند و نتیجه ی کوبش در عالم واقع، مفهومی به نام کوفتگی خودنمایی می کند.
اصطلاح کوفتگی در دستگاه یا در وجود انسان به مفهوم ضرب دیدگی و آسیب دیدگی و خستگی دارای مفهوم می باشد.
دو حرف ( پ ب ) در قانون تغییر شکل حروف برای ایجاد کلمات در ابعاد مختلف با توجه به نزدیکی محل صدور آوایشان قابل تبدیل به همدیگر می باشند. فلذا راسته ی جریان مفهوم کلمه ی کوپلینگ به کوبش و کوفتن و کوفتگی منتهی می شود. از این کلمه در مواقعی باید استفاده شود که مقوله ی حرکت و کار در میان باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

از این کلمه در جایگاه های کاربردی مختلف در حال استفاده می باشد مثل دارکوب سرکوب کباب کوبیده کوفته قلقلی کوفته برنجی
coupling;
در یک تعریف ساده در ماشین آلات دوار، رابط انتقال نیرو بین موتور و پمپ به مفهوم بارگیرانداز قابل تعریف است. موتور بارانداز و پمپ بارگیر.
منتهی به صورت تعریف و سخن خود کلمه، اصطلاح کوپلینگ منشعب از کلمه ی کوبش در زبان انگلیسی رایج می باشد. از این کلمه در کوپلن دوزی برای سوزن کوبی بر روی پارچه نیز در حال استفاده می باشد.
این اصطلاح رایج که گفته می شود فلان دستگاه، بکوب داشت کار می کرد نشانگر یک حرکت و کار و عمل پی در پی با ضربات مداوم در مفهوم این کلمه است. و در کوپلینگ های صنعتی و ماشین آلات دوار هم این مفهوم در عالم واقع به صورت عینی وجود دارد.
کوپل شدن دو دستگاه به همدیگر هم از آن جهت است که عمل کوبش به صورت مداوم برقرار می باشد.

معنی کلمه کوفته در [کوفته در سفره ی ما گو مباش "کوفته" را نان تهی کوفته است] به نظرتون چیه؟
JANUARY لغت
معنی ماه دی
کوفته با کوبیده فرق دارد
کوفتن همان له کرد است
کوبیدن ضربه زدن
کباب و کوفته:
واژگانی فارسی هستند.
کباب و کوفته هر دو از ریشه ی 《کوب》و 《کوبیدن》هستند. و کاملا فارسی هستند.
تن خسته / خسته تن
Dumpling
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)