کوفته

/kufte/

    wrought
    beaten
    black-and-blue
    loaf
    run-down
    bruised
    pounded
    exhausted
    tired out
    dumpling
    meatball
    rissole
    one who is worn out by fatigue

فارسی به انگلیسی

کوفته ارد ذرت
hush puppy

کوفته الو
duff

کوفته شدن
bruise, tire

کوفته قلقلی
meatball

کوفته گوشتی
meatball

کوفته ماتسو
matzo ball

کوفته ماهی
gefilte fish

کوفته کردن
bruise

مترادف ها

livid (صفت)
خاکستری رنگ، سربی رنگ، کبود شده، کوفته

spent (صفت)
خسته، نیروی خود را از دست داده، کم زور، کوفته، رها شده، خرج شده، بی رمق، از پا درامده

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
واژه ی کوفته از ریشه ی واژه ی کوفتن فارسی هست
کوفتهکوفتهکوفتهکوفته
والا من هرجا دیدم کوفته رو با گوشت چرخ کرده یا کوبیده ( کوفته ) می پختن نه گوشت درسته!
دیگه واژه ای که فارسی بودنش رو بچه دبستانی هم میدونه ندزدید فداتون بشم
کوفتلاماق!
پس اردو هم از دویدن فارسی میاد که معنی پیشروی رو میده
...
[مشاهده متن کامل]

گوک که میشه آسمان از گویک فارسی میاد به معنی نیمکره و گنبد
قشون از گشتن میاد!
مطالعه رو ولش کن
حداقل منطق رو صدا بزنید!

برآیند و نتیجه ی کوبش در عالم واقع، مفهومی به نام کوفتگی خودنمایی می کند.
اصطلاح کوفتگی در دستگاه یا در وجود انسان به مفهوم ضرب دیدگی و آسیب دیدگی و خستگی دارای مفهوم می باشد.
دو حرف ( پ ب ) در قانون تغییر شکل حروف برای ایجاد کلمات در ابعاد مختلف با توجه به نزدیکی محل صدور آوایشان قابل تبدیل به همدیگر می باشند. فلذا راسته ی جریان مفهوم کلمه ی کوپلینگ به کوبش و کوفتن و کوفتگی منتهی می شود. از این کلمه در مواقعی باید استفاده شود که مقوله ی حرکت و کار در میان باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

از این کلمه در جایگاه های کاربردی مختلف در حال استفاده می باشد مثل دارکوب سرکوب کباب کوبیده کوفته قلقلی کوفته برنجی
coupling;
در یک تعریف ساده در ماشین آلات دوار، رابط انتقال نیرو بین موتور و پمپ به مفهوم بارگیرانداز قابل تعریف است. موتور بارانداز و پمپ بارگیر.
منتهی به صورت تعریف و سخن خود کلمه، اصطلاح کوپلینگ منشعب از کلمه ی کوبش در زبان انگلیسی رایج می باشد. از این کلمه در کوپلن دوزی برای سوزن کوبی بر روی پارچه نیز در حال استفاده می باشد.
این اصطلاح رایج که گفته می شود فلان دستگاه، بکوب داشت کار می کرد نشانگر یک حرکت و کار و عمل پی در پی با ضربات مداوم در مفهوم این کلمه است. و در کوپلینگ های صنعتی و ماشین آلات دوار هم این مفهوم در عالم واقع به صورت عینی وجود دارد.
کوپل شدن دو دستگاه به همدیگر هم از آن جهت است که عمل کوبش به صورت مداوم برقرار می باشد.

معنی کلمه کوفته در [کوفته در سفره ی ما گو مباش "کوفته" را نان تهی کوفته است] به نظرتون چیه؟
JANUARY لغت
معنی ماه دی
کوفته با کوبیده فرق دارد
کوفتن همان له کرد است
کوبیدن ضربه زدن
کباب و کوفته:
واژگانی فارسی هستند.
کباب و کوفته هر دو از ریشه ی 《کوب》و 《کوبیدن》هستند. و کاملا فارسی هستند.
تن خسته / خسته تن
Dumpling