کفیدن


    crack

پیشنهاد کاربران

هر روز که صبح بردمیدی
یوسف رخ مشرقی رسیدی
کردی فلک ترنج پیکر
ریحانی او ترنجی از زر
لیلی ز سر ترنج بازی
کردی ز زنخ ترنج سازی
زان تازه ترنج نو رسیده
نظاره ترنج و کف بریده
...
[مشاهده متن کامل]

چون بر کف او ترنج دیدند
از عشق چو نار می کفیدند
شد قیس به جلوه گاه غنجش
نارنج رخ از غم ترنجش
برده ز دماغ دوستان رنج
خوشبویی آن ترنج و نارنج
✏ نظامی

دقت شود کفیدن با کپیدن فرق دارد.
کفیدن. [ ک َ دَ ] ( مص ) ترکیدن و شکافتن و از هم باز شدن :
چون بر کف او ترنج دیدند
از عشق چو نار می کفیدند. نظامی
برای یادسپاری آسانتر می توان با کلمات بازی کرد و داستان ساخت.
...
[مشاهده متن کامل]

نار یا انار وقتی کف کند چه اتفاقی برایش می افتد؟
پاسخ: انار می ترکد و قاش می خورد.
کپیدن. [ ک َ دَ ] ( مص ) خفتن. خوابیدن. تمرگیدن. || برداشتن. برگرفتن. || ربودن. دزدیدن. � قاپیدن:
در خون جگر بسی تپیدم
تا بوسه ای از لبش کپیدم. عنصری
کپیدن در کپیدن