کته

/kate/

    boiled rice
    meal-tub
    coal-bin

فارسی به انگلیسی

کته پلو
pilaf, pilaff

پیشنهاد کاربران

درویش گوغر با تشدید ت خوانده می شود کتًه
kate:درگویش گوغر به معنای بزرگ وگنده است وگاه منظور خوراک کته پلو است.
کته واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �katə� و به معنای برنج آبکش نشده می باشد
این واژه با �گته� در زبان ارمنی و به معنای نانی که در اتش پخته شود هم ریشه است .
صفحه ۳۵۰
عکس منبع. فرهنگ واژه های اوستا لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا پایین قرار می دهم
واژه ی کته از ریشه ی واژه ی کت وه فارسی هست.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

کتهکتهکتهکته
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
صفحه ۳۵۰ کتاب فرهنگ واژه های اوستا
لینک کتاب رو پایین قرار می دهم.
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا پایین قرار می دهم.
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

کتهکتهکتهکته
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
کُـتـه
در گویش محلی راوری
به اُجاقهای قدیمی که با سوختن هیزم یا چوب استفاده میکرند ، کُته میگویند ( به اُجاقهای صحرایی هم گفته میشه )
کَته یعنی مخزن نگهداری چیزی مانند زغال Bunker
دمپخت
کته مترادف سنب به معنی خانه زیرزمینی است وهاشم رضی درکتاب فرهنگ ایرانی پیش اززرتشت درترجمه وندیدادص 65گته را =اتاق معنی کرده ودرجامع مفید نیزدرگزارش استانبول ازخانه هایی یادشده که درزمین کنده وسایابانی بربالای آن برپاکرده اند وآن را کته با فتحه ک وت می خوانند
پستو
در گویش های محلی در افغانستان �کته�یعنی بزرگ. متضاد آن �ریزه�یعنی کوچک. طور مثال بچه کته شده باید مکتب برود. یا بر عکس بچه هنوز ریزه است مکتب نمیرود. مکتب یعنی مدرسه.
کَتَه به میرشکاری افتاده ، افتادن ، وامانده
وقتی که جلو طاقچه یا درگاه را دیوار بکشند و بعنوان مخزن گندم یا آرد استفاده کنند به آن کته می گفتند مانند تاپو
کِتِه ( kete ) در مازندرانی به چم توله میباشد. سگ کته: توله سگ
کَته ( kate ) در پارسی به چم برنج دمپخت میباشد.
گویش مازنی توله
سلام. خدا قوت
من محسن شفاهی در تاریخ ١٣:٥٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢٦ اعراب کلمه " کته " رو اشتباه تایپ کردم. ممنون میشم اگر اصلاح فرمایید.
کَتِه
[ گویش کوهمره ای] /kate / پاکنی درختان در فصل بهار با کلنگ یا تیشه.
...
[مشاهده متن کامل]

خصوصا قسمتی از زیر درختان و نزدیک تنه درخت که شخم زدن آن ها با قاطر، تراکتور، تیلر، گاو و . . . غیر ممکن است یا گاوآهن به ریشه و تنه درختان آسیب وارد می کند. ( انجیرستان های روستای سمغان )
اصلاح: کَتِه ( نادرست )
کَتَه ( درست ) kata [ کَ تَ ]

کَتِه
[ گویش کوهمره ای] /kate / پاکنی درختان در فصل بهار با کلنگ یا تیشه.
خصوصا قسمتی از زیر درختان و نزدیک تنه درخت که شخم زدن آن ها با قاطر، تراکتور، تیلر، گاو و . . . غیر ممکن است یا گاوآهن به ریشه و تنه درختان آسیب وارد می کند. ( انجیرستان های روستای سمغان )
کته . [ ک َ ت ِ ] کته در گویش سیستانی سخره ادا کردن جسم و یا عضو بزرگ بکار می رود و به صورت مرکب می باشد . مانند کته کله ، کته گوش ، کته شمشیر و غیره
[ کِ ، تِ ]؛ کِتِه در زبان تاپوری ( طبری ) به معنای بچه گربه، بچه سگ، بچه موش و امثال این حیوانات می باشد.
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٩)