کاواک

/kAvAk/

    empty
    hollow
    void
    sinus

فارسی به انگلیسی

کاواک افروختگی
sinusitis

کاواک تبسی
sinusitis

کاواک شدن دندان
decay

کاواک کردن دندان
decay

مترادف ها

hollow (اسم)
گودی، حفره، کاواک، چاله

cavity (اسم)
سوراخ، کرم خوردگی دندان، حفره، گودال، کاواک، کاوی

پیشنهاد کاربران

کاواک یا کاواگ یک واژه پهلوی است و همان کاوَنده است و از بن کافتَن ( کاو - ) به دست آمده است:
کافتَن ( کاو - ) : کاویدن، کندن و جُستن
کاودار: کاویدنی، کندنی و جُستنی
کاوین: کاودار
کاویک: کاودار
...
[مشاهده متن کامل]

کاویگ: کاودار
کافتار: کاوَنده، کننده و جوینده
کاویدار: کافتار
کاویتار: کافتار
کاواک: کافتار
کاواگ: کافتار
کاوان: کافتار
کاویشن: کاویدن
کاویشنیک: کاویدنی؛ کاونده؛ بسته به کاویدن
کاویشنیگ: کاویشنیک
کاویشنیه: کافتن، کاویدن، کاویتن
کاویشنیها: با کافتن
کاوَک: کاونده؛ ابزاری برای کافتن
کاوَگ: کاوَک
کاویندَک: کاونده
کاویندَگ: کاونده
کاوینَک: ابزاری برای کافتن
کاوینَگ: ابزاری برای کافتن
کافتَک: کافتَگ
کافتَگ، کافته؛ کافته شده

درود
کاویدن، ریخت دیگری از بنواژه ی "کافتن" است و همچم با بنواژه ی شکافتن به چم چاک دادن، شکاف زدن.
کافتن و کاویدن به چم جستجو و تهی کردن نیز است:
سپاه آن صدفها همی کافتند/به خروار در و گهر یافتند
...
[مشاهده متن کامل]

اسدی توسی
بکاوید کالاش را سربسر/که داند که چه یافت زر و گهر.
عنصری
کسی نیز بر اترط کینه جوی/نیارست کاویدن از بیم اوی.
فردوسی
پسوند بنواژه سازِ [ایدَن] همیشه به بن کنونیِ بنواژه یا مصدر می نشیند و پسوند بنواژه سازِ [اَن] همیشه به بن گذشته ی بنواژه می پیوندد:
گشتن و گردیدن، ، خفتن و خوابیدن، ، کوفتن و کوبیدن، ، تافتن و تابیدن، ، رشتن و ریسیدن، ، شتافتن و شتابیدن، ، شنفتن و شنیدن، ، جستن و جهیدن، ، کافتن و کاویدن و. . .
[اک] پسوندی ست که با پیوستن به بن کنونی، نام می سازد مانند خوراک، پوشاک، سوزاک، کاواک
کاواک= چیز کاویده شده و میان تهی.

کاواکلاما در تورکی به معنی :جستجو همراه با خالی کردن. مثل جستجو دسته کلید از داخل صندوقچه پر. . . به معنی خالی کردن نیز هست. در فارسی به شکل "کاویدن" وارد شده. تمام مصدر ها با پسوند "ایدن" در فارسی از
...
[مشاهده متن کامل]
سایر زبانها وارد شده اند. . " کاوا " برابر با "هاوا" نیز با بار معنایی خالی و تهی در فارسی به شکل"هوا" وارد شده است.

کله پوک
خالی. پوچ. بی معنی
کله خر. . بی مغز. . کودن
حفره، گودال، چاله، برگردان برای واژه انگلیسی "cavity".