کاشف

/kASef/

    discoverer
    explorer

فارسی به انگلیسی

کاشف به عمل امد
it was found out

کاشف به عمل اوردن
espy, glean, learn, strike

مترادف ها

pathfinder (اسم)
پیشرو، کاشف، راه یاب، بلد راه

discoverer (اسم)
یابنده، کاشف، پی برنده

پیشنهاد کاربران

کاشف: اگر چه همتای این واژه ی عربی در پارسی یابنده است، کاشف امروزه برای کسی به کار می رود که پدیده ای علمی را که از دید دیگران پنهان مانده پیدا می کند؛ مانند کاشف الکل، کاشف اتم، کاشف میکرب و. . . ؛ و یابنده به کسی می گویند که چیزی را که گم شده پیدا می کند. برای نمونه کسی که چیز گرانبهایی گم کرده، در آگهی خود می نویسد که به یابنده ( و نه کاشف ) پاداش خوبی خواهد داد.
...
[مشاهده متن کامل]

پس همتای پارسی کاشف این است:
درساک darsāk ( سنسکریت: درصکس darśakas )

یابنده
پی برنده
در متون حقوقی یعنی نشانگر
معنی کاشف: کشف کننده ، یابنده