کات

/kAt/

    vitriol

فارسی به انگلیسی

کات دار
vitriolic

کات کبود
sulphate of copper

کات کردن در ورق بازی
cut

پیشنهاد کاربران

کات = چکه ی آب ، قطره ی آبی که از چیزی چکد.
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

کاتکاتکات
کات، کوتاه، کوته، قطع ( معرب کات ) همه ریشه های یکسانی دارند و این واژه بسی کهن است که با کمی دگرگونی در زبان های ایرانی و پیرامون آن تلفظ می شود.
کات =
درزبان لکی به معنای //گاوصنوق ، صنوقچه ی بزرگ که وسایل . اشیای قیمتی را درآن نگهداری می کنند . //می باشد .
توقف ، ایست، وایسا
کات به معنای کات کردن، یعنی بهم زدن یک رابطه، قطع رابطه کردن
در کوردی به "زمان و وقت" ، "کات" میگویند
کاتم نیه:وقت ندارم
کات :سات
سات:وقت
کات: کات به معنی برش را در واژه ی برش شناختیم ، کات همچنین دستوری است که از صحنه ی فیلمبردار ی ، کارگردان بعد ازبرداشت کامل ازصحنه یا احیانا اگر برداشت مطلوب و منظور وی نباشد صادر می کند و به معنای توقف
...
[مشاهده متن کامل]
کامل فیلمبرداری است . به این معنی که دوربین ، صدا و بازی متوقف می شود تا با هماهنگی دوباره در زمینه ی نور ، صدا و دوربین و با دستور مجدد کارگردان با کلمه اکشن ، دوباره برداشت وبازی آغاز شود. ( اصطلاح سینمایی )

قوس