پیشکار

/piSkAr/

    agent
    steward
    major - domo
    bailiff
    chamberlain
    stewardess

فارسی به انگلیسی

پیشکار دارایی استان
procurator

پیشکار زن
stewardess

مترادف ها

agent (اسم)
عامل، نماینده، مامور، وکیل، گماشته، پیشکار

steward (اسم)
پیشکار، ناظر، مباشر، خوانسالار، وکیل خرج

chamberlain (اسم)
پیشکار، ناظر، حاجب، رئیس خلوت

majordomo (اسم)
پیشکار، ناظر، خوانسالار، بزرگتر خانه، وکیل خرج، متصدی امور خانوادگی

پیشنهاد کاربران

واژهٔ �پیش کار� ( فرهنگستان ) در برابر proxy بسیار بجا و دقیق است. و با آن تطابقِ کامل دارد.
‏proxy: شخصی که به نمایندگی از طرف شخص دیگری می عملد.
پیشکار: بزرگترین چاکر هر مرد بزرگ و صاحب دستگاه که نیابت کارهای او کند.
...
[مشاهده متن کامل]

در انگلیسی آمده اند این مفهوم را جز کارهای انسانی، به رایانه نیز نسبت داده اند. هستهٔ معنایی �واسطه گری و نیابت� است.
در کاربردِ شبکه، زاوَری ( server ) است که میانِ زاوَرِ اصلی و سپارگر ( client ) می عملد، واسطهٔ میانِ این دو.
بنابراین واژهٔ �پیشکار� بسیار هوشمندانه برگزیده شده است، امروزه می توان در کاربردِ حقوقی و شبکه هردوجا به کار برد.
پیشکار = proxy
پیشکاردَن = to proxy

متصدی
کنایه از :
" نوکر دم دستی "
مباشر . . . . .
مختارکار ؛ اختیاردارنده در کارها. پیشکار و کارگزار و عامل و امین و وکیل. ( ناظم الاطباء ) .