سرگرمی، ازار، حرفه، کسب، داد و ستد، سودا، تجارت، کاسبی، سوداگری، پیشه، بازرگانی، شغل، مبادله کالا، امد و رفت
calling(اسم)
صدا، ندا، فراخوانی، پیشه، پیشه و شغل
پیشنهاد کاربران
پیشه ها به روند در همهء رشته ها به روند امروزی رسیده اند؛ در دانستنیهای چهار گانهء دانشها فرزانشها آیینها ورازوریها و کم کم در نمودارهای تمدنی به امروز رسیده اند و به تمدن که به پنداشت ودریافت تَمِه دان است پیشرفت نموده اند. تا نا آگاهی بزداید و آگاهی برآید و نسل از پی نسل به آیین زندگی راست ودر ست نزد خود نزد خلق و نزد خدا دست پیدا کنند. از زندگی مردمان نخستین تا مردم امروزین روزی چرخ سنگی و سپس چرخ چوبی یافت شد و امروز رایانه درون مردمک چشم میرود به جراحی میپردازد و بیرون می آید و شگفتی آفرینی های به روند در رشته های بیشمار و نا به پایان. و در تاریخ به پیش می روند و زمان را پشت سر میگذرند پس زمان گذشتنی و گذاشتنی است و تاریخ از آنجا که اسنادش بسته به سند و مدرک است نگرنده ای ندارد و پنداشت ودریافت خود را از دست می دهد زیرا در تاریخ گذشته همراه خود و تاریخ خود گم می گردد و با این همه آنچه می ماند خود و خود شناسی است با دادگری راستین خود ودیگران که شناختی درست داشته باشند و برنامه ای درست به دست باشد تا آیین روند جاودان از آرمان به کار برد گراید. و پیروزی زندگی نمودار نماید. ... [مشاهده متن کامل]
پیشه واژه ای فارسی و برگرفته از واژه �pēşag � در فارسی میانه به معنای صنعت و استادکاری می باشد . ترکها واژگان زیادی از پیش و پیشینه و پشت فارسی گرفته اند همچون: پشتمال ( لنگ گرمابه ) - پشپشه ( پشت هم ) - پشین ( نقد ) - پیشگیر - پیشرو - پشنگ ( پیش آهنگ ) پیشکش و
شغل، کار، حرفه
شغل. حرفه شغل، حرفه، پیشه وری
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود. ... [مشاهده متن کامل]
• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴ • تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴ • حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است ) • فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵ • غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶ • فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
فعل پیشه کردن بمعنای "ورزیدن، در پیش گرفتن" جوانمردی/خساست/لوطی گری و غیره پیشه کردن برای تکذیه نفست ریاضت پیشه کن
پیشه - - �. . . . . مقاومت پیشه کنید. پیشه در جمله بالا به معنای انجام دادن است
پیشه: کار، شغل، حرفه خوشحالم که کمکتون کردم♡
پیشه:کار، شغل، حرفه
ممنونم ماهان
پیشه یعنی حرفه
کسب ، حرفه ، شغل
پیشه : کار ، شغل ، کارکسب
جمله پیشه
پیشَه یا فیشه در زبان لری همان نی و نی لبک هست
پیشهٔ دیرینه
کار حرفه شغل و. . . . . .
کار ، شغل ، حرفه
مشغله_حرفه_مکاسب_کنایت
حرفه. کار
پیشه: در پهلوی پشگ pēšag بوده است . ( ( چو بشناخت ، آهنگری پیشه کرد ؛ گُراز و تبر ، ارّه و تیشه کرد . ) ) ( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 250. )