پمپ

/pomp/

    pump

فارسی به انگلیسی

پمپ بنزین
filling station, gas station, service station

پمپ خلا
vacuum pump

پمپ شکم
stomach pump

پمپ گرمایی
heat pump

پمپ کردن
pump

پیشنهاد کاربران

pamp: درگویش گوغر میوه ومحصولی که آب کافی نداشته وحالت نرمی وپشم گونه به خود گرفته وقابلیت استفاده ندارد راگویند.
تلمبه، مکنده، جریان ساز
پَمپ در گویش یزدی یعنی تلمبه باد گردن تایر ماشین و دوچرخه و توپ فوتبال
این کلمه ( پَمپ ) در یزد و اطراف آن معادل تلمبه باد مخصوص باد کردن توپ فوتبال و تایر دوچرخه و ماشین به کار می رود.
مکینه ، دستگاهی برقی که مایعات را مکش میکند و به جریان می آندازد