پرمغز

/pormaqz/

    sophisticated
    meaty
    nutty

مترادف ها

marrowy (صفت)
مغزی، پر مغز

pithy (صفت)
موثر، مغزی، مختصر و مفید، پر مغز، شبیه مغز

پیشنهاد کاربران

این جمله از کتاب سرخ و سیاه اثر استاندال برداشته شده.
او با خود می گفت:زن من حقیقتاً بسیار دانا و پر مغز است!
دانا یعنی داننده یعنی آگاه که بر عکس میشه غافل .
پس پر مغز دانا نمیشه_ عاقل میشه