پرسه زدن


    ambulate
    cruise
    hover
    loiter
    linger
    meander
    wander
    mill
    piddle
    ramble
    range
    roam
    saunter
    straggle
    walk
    to prowl or moon
    to hang round

فارسی به انگلیسی

پرسه زدن با خشم و خشونت
rampage

پرسه زدن بی هدف
rove

پرسه زدن در جستجوی طعمه
prowl

مترادف ها

moon (فعل)
سرگردان بودن، دیوانه کردن، بیهوده وقت گذراندن، پرسه زدن، اواره بودن، ماه زده شدن

ramble (فعل)
کردن، پرسه زدن

prog (فعل)
کاوش کردن، پرسه زدن، با میخ نوک تیز فشار دادن

rove (فعل)
گردش کردن، سرگردان شدن، پرسه زدن، راهزنی دریایی کردن، اواره شدن، ول گردیدن

roam (فعل)
سیر کردن، گشتن، پرسه زدن، گردیدن

loaf (فعل)
ولگردی کردن، پرسه زدن، وقت را بیهوده گذراندن

saunter (فعل)
ولگردی کردن، پرسه زدن

knock about (فعل)
نامرتب زندگی کردن، پرسه زدن

prowl (فعل)
پرسه زدن، در پی شکار گشتن

loiter about (فعل)
پرسه زدن

potter (فعل)
پرسه زدن

پیشنهاد کاربران

پُرسه ؛ پرسش ، داد و ستد علمی جهت پر شدن
پَرسه ؛ پَرسه زنی ، پیاده روی جهت دریافت یا خرید چیزی
پِرسه ؛ پِرسه زنی ، مرتبط با مفهوم پِرس و فشار به معنی اعمال فشار و نیرو ، پیاده روی جهت فروش و پرداخت نمودن و دادن چیزی به بازار
...
[مشاهده متن کامل]

درک بهتر مطلب فوق مرتبط با تحلیل و تفسیر کلمات هم ریشه و هم خانواده با کلمه ی فارس و پارس در متن زیر تبیین شده است ؛
پیزو الکترونیک ؛ تولید الکتریسیته و نیروی برق از طریق نیروی فشار حاصل از وزن اعمال شده از پیاده روی عابران
چراغ پیزوری ؛ Pezuri lamp
چراغ پیزوری در قدیم الایام به چراغ نفتی هایی گفته می شد که دارای مخزن ذخیره ی نفت بودند و با اهرم ایجاد فشاری که با تلمبه زدن دستی از طریق آن اهرم یک هوای فشرده شده روی سطح نفت در داخل مخزن برای تزریق سوخت به محل نازل سوخت و محل ایجاد شعله انجام می شد تا یک شعله ی قوی و دمنده ایجاد شود.
همچنین در تکنولوژی های روز جهان، اصطلاح پیزور الکترونیک، تکنولوژی می باشد که برای ایجاد نیروی برق از طریق نیروی فشاری که از راه رفتن عابران پیاده در پیاده رو ها ایجاد می شود الکتریسیته و برق تولید می کنند.
پیزوری ؛ به لحاظ مفهوم نهفته شده در ساختمان این کلمه از طریق قانون و قواعد ایجاد کلمات مرتبط با مفهوم کلمه ی push به معنی فشار دادن و هل دادن می باشد .
در زبان انگلیسی متضاد کلمه ی push به معنی هُل دادن و فشار دادن کلمه ی pull و pullift به معنی به سمت خود کشیدن و کشش می باشد.
روند تغییر ریخت و ایجاد کلمه ی پیزور در قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر جهت ایجاد کلمات در موقعیت های کاربردی مختلف بدینصورت قابل تبیین است ؛
( پیزور ، پیسور ، پسر ، پاسار ، پاشار ، پیشور ، پوشر ، بوشر ، بوشهر ، فیشور ، فشردن ، فشار ، افشار ، افسار ، ابزار ، بازار ، بزرگ و. . . )
در تمام کلمات ذکر شده ی فوق مفهوم نیروی پوش کننده و پیشران در ابعاد کاربردی مختلف وجود دارد.
در واقع تمام کلمات ذکر شده شاخه و انشعابی از کلمه ی پارس و فارس به معنی دارای انرژی و توان می باشد.
از کلمه ی فارس و پارس کلمات بسیار زیادی در دایره و پهنه ی واژگان و دریای لغات با مفهوم مشترک نیرو و توان ایجاد شده است.
مثل ؛ ( پرستار پرستش پریز پرایس پاریس اپریزال پرایز پرزیدنت فریرز فرانسه رفرنس فِرنِس سیراف سفره سفر سِپَر اسپورت ساپورت اسپرم اسپرسو فُرجه فُرجینگ بروشور پُرسش پُرشه پرشیا پرشین فَرَج فَجر انفجار تفرج جیرفت پرنسس آپارات آپارتمان پُرس فُرس پروفسور پرافیت فرانسه پیروز بروز مبارزه بروس بروسلی برازجان بُرزو برزگر بذر ابزار برزن برزنت برزیل فرض فرصت پسر پاسارگاد پاشار بشر و فراوان از این دست کلمات. )
افسار ؛ مهار کردن و کنترل نیرویی که دارای فشار است.
کلمه ی پیزوری یعنی فشار دیده شده و استفاده شده و به کار خورده می باشد.
همچنین در یک موقعیت کاربردی دیگر به افراد پیر و مسن که سن و سالی از آنها گذشته باشد و تحت فشار دوران و زندگانی ناتوان شده باشند پیزوری گفته می شود.

ولگردی
تابیدن
پرست زدن . [ پ َ س َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سیر دور کردن و رفتار نمودن . ( از مصطلحات به نقل غیاث اللغه ) . یعنی بسیار رفتن و امروز پَرسَه زدن گویند.
prowl
خیابان گز کردن ؛ خیابان اندازه گرفتن . کنایه از بیکار و خیابان گرد بودن است . بیکاره راه رفتن در خیابانها.
گردش بیهوده در کوچه و خیابان
شاید زیبا به نظر نرسد، ولی چقدر زیباست در این بیت :
" دکتر این بار برایم نم باران بنویس
دو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس"
چرخ خوردن
پلاس بودن
لهجه و گویش تهرانی
جائی پلکیدن
پَرسه زدن : [عامیانه، اصطلاح] همه جا را گشتن، ولگردی کردن.
stroll=roam
پلکیدن
گردش بیهوده اشخاص فارغ از کار
hang around
بدون هدف در پیرامون گشتن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)