پرخاش

/parxAS/

    quarrel
    exclamation
    flounce
    fulmination
    protest
    snap
    snarl
    objection

فارسی به انگلیسی

پرخاش امیز
strident

پرخاش جو
quarrelsome, obstreperous, quarrelsome

پرخاش شدید کردن
rage

پرخاش کردن
protest, scold, snap
to quarrel

پرخاش کردن با حرارت
hurl

پرخاش کردن ناگهانی و با شور و حرارت
exclaim

مترادف ها

abuse (اسم)
خفت، خواری، سوء استعمال، توهین، فحش، پرخاش، تهمت، بد زبانی، بد دهنی، سب

ruff (اسم)
پرخاش، تکبر

quarrel (اسم)
پرخاش، پیکار، نزاع، ستیز، مجادله، ستیزه، بهی، خصومت، دعوا، دعوی، مرافعه، گله، اختلاف

invective (اسم)
پرخاش، طعنه، طعن، سخن حمله امیز، ناسزا گویی

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
ببینیم در زبان پارسی باستان آیا زبان های دیگر هستند لینک پایین قرار می دهم
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

پرخاشپرخاشپرخاش
منابع• https://fa.m.wikipedia.org/wiki/زبان_فارسی_باستان
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
پرخاشپرخاشپرخاشپرخاش
خراشیدن - > خراش - > خاش - > خش
تراشیدن - > تراش - > تاش - > تش ( برنده و سوزان ) - > توش ( ضربه و آسیب )
از اینرو میتوانم فهمید خاش همان خش و اسیب است و پرخاش میشود پرآسیب
ستیزه جویی
پرخاش جمله بسازید گتاه باشد
پرخاش:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " پرخاش" می نویسد : ( ( پرخاش که در ریخت " فرخاش " نیز کاربرد یافته است ، در معنی نبرد و پیکار به کار رفته است . " پرخاشخر " در معنی رزماور و نبرد آزمای . ) )
( ( کــه فــرزنــد اویـــیـــم هـــر ســـه پـــســـر
...
[مشاهده متن کامل]

هــــمــــه گــــرزداران پــــرخــــاشــــخـــــر ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 341. )

پرخاش به معنی دعوا کردن هیت

مترادف پرخاش=دعوا کردن
دعوا کردن
تشر، توپ وتشر، درشتی، عتاب، معاتبه، واخواهی، پیکار، جنگ، ستیزه، غزا، کارزار، محاربه، نبرد، نزاع
درشتی

درشتگویی
عتاب
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٣)