پرتاب

/partAb/

    cast
    ejection
    fling
    flip
    pitch
    peg
    projection
    shot
    sling
    throw
    inflection
    hurled
    [n.] hurling

فارسی به انگلیسی

پرتاب شدن با منجنیق
catapult

پرتاب فضاناو به سوی ماه
moonshot

پرتاب ماکو
pick

پرتاب موفقیتامیز
ringer

پرتاب نیزه
throwing the javelin

پرتاب وزنه
putting the shot, shot put, shot-putting

پرتاب کردن
cast, chuck, eject, hurtle, shoot, peg, pitch, project, send, throw, to fling, to throw, to shoot

پرتاب کردن با زور و شدت
hurl

پرتاب کردن با شدت
fling

پرتاب کردن با منجنیق
catapult

پرتاب کردن به سوی
pelt

پرتاب کردن محکم
dash

پرتاب کردن موشک
launch

پرتاب کردن و خرد کردن
smash

پرتاب کننده
ejector, heaver, hurler, thrower, pitcher

مترادف ها

put (اسم)
پرتاب

toss (اسم)
تلاطم، پرتاب

projection (اسم)
تجسم، طرح، بر امدگی، نقشه کشی، پرتاب، سده، تصویر، پیش امدگی، نور افکنی، پروژه، افکنش، پیش افکنی، اگراندیسمان

shy (اسم)
ازمایش، پرتاب

tilt (اسم)
شتاب، تمایل، برخورد، زد و خورد، پرتاب، کجی، شیب، سرازیری، مسابقه نیزه سواری، شمشیربازی سواره در قرون وسطی

jet (اسم)
دهانه، دهنه، پرتاب، فوران، فواره، جت، کهربای سیاه، سنگ موسی، مهر سیاه، پرش اب، جریان سریع

pitch (اسم)
اوج، درجه، پرتاب، استقرار، سرازیری، گام، پلکان، زیر و بمی صدا، قیر، دانگ صدا، لباب، ضربت با چوگان، اوج پرواز، جای شیب

shove (اسم)
تنه، هل، پرتاب

throw (اسم)
پرتاب

fling (اسم)
پرتاب، جفتک پرانی

casting (اسم)
ریخته گری، پرتاب، چدن ریزی، سبک

hurl (اسم)
پرتاب، لگد

jaculation (اسم)
پرتاب

pounce (اسم)
یورش، جهش، پرتاب، حمله با چنگال، در حال خیز، گرده نقاش، خاکه ذغال، در حال حمله با چنگال

پیشنهاد کاربران

امانت
دکّان در دست او امانت بود
خارج از اختیاراتش بود
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

پرتابپرتابپرتابپرتاب
وندن. وند
فرستادن، انداختن