پاسداری ؛ پایش داری ، پائیدن ، پاس دادن
درک بهتر مفهوم کلمه ی پاسداری مرتبط با شرح مطلب زیر در خصوص نحوه ایجاد کلمه ی یواش در دایره واژگان در متن زیر تحلیل و تفسیر و تبیین شده است ؛
یواش ؛
... [مشاهده متن کامل]
روند تغییر ریخت این کلمه در کانال و آبراه سیال مفاهیم از طریق کلمات قبل و بعد که منتهی به کلمات هم خانواده خودش با مفهوم مشترک پایش در ابعاد کاربردی مختلف می شود عبارتند از ؛
یواش ، یباش ، یپاش ، پایش ، پائیدن ، پایستگی ، پایسدگی ، پاسداری ، پایش داری ، پاس دادن ، پایش نمودن
به معنی پایش و مراقبت و بپا بودن ، مواظب بودن ، احتیاط کردن
در یک تعریف خلاصه ؛
عمل و حرکت و سخنی که همراه با پایش و پاسداری و احتیاط و مراقبت جهت پایدار ماندن باشد.
در قانون قلب ها و منقلب شدن حروف به سمت حروف دیگر در مورد دو حرف ( و ب ) در ساختمان کلمه ی یواش و یباش مثل دروازه بان و دربازه بان در دایره واژگان قابل مشاهده است.
از طریق قانون لاتین در پاتیل کلمات در خصوص دو کلمه ی یواش و پایش مثل دو کلمه ی ابلیس و بعلوس که منشعب از کلمه ی بعل می باشد.
حراست، صیانت، نگهداری،
حمید رضا مشایخی - اصفهان
پائیدن، پاس، سپاس، چوپان و آباد…
پائیدن از ریشه هندو اروپائی په peh - یا حفاظت شده و پاسداری که در ایران باستان پا و pa - و پاس pasā -
به معنی پائیدن، چنانچه در اوستا پاتی p�ti و اسپاسیتی spasyeiti که در سانسکریت pāti و spasati گزارش شده. در انگلیسی واژه جاسوس اسپی spy و عینک و دیدن اسپکتاکل spectacle و تلاسکوپ نیز از همین بن ریشه میباشند. واژه چوبان که در اصل چهارپابان که در یونان باستان پوییمن poimen یا چو پان و آباد در ایران باستان آ - پاتا ā - pāta یا جائی اباد و محفوظ. واژه سگ در ایران باستان اسپاک spaka - نیز پاسداری از حیوانات و خانه. در اینجا میتوان به وسعت و توانایی واژه سازی در زبان فارسی پی برد.
... [مشاهده متن کامل]
گرت گله گرگ است وگر گوسفند. ترابر همان گله چوپان کنند. ( پروین اعتصامی
پاسداری _ پاسبانی
پاسداری
پاسداری
احترام گذاشتن
نگهبانی. احترام🌙
نگهبانی
کمک کردن
کمک کردن
نگهداری
استوار
حفظ، محترم نمودن، نگهداری کردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)