دیکشنری
مترجم
بپرس
هم رو
/hamrow/
parallel
[rare.] opposite
concurrent
corollary
opposite
parallel
fellow-traveller
دنبال کنید
مترادف ها
concurrent
(اسم)
همرو
پیشنهاد کاربران
هم رو :هر روز لری بالاگریوه ای
hamrew:درگویش به معنای صاف وهم سطح است
موازی
+ عکس و لینک