نیکوکار

/nikukAr/

    benefactress
    beneficent
    righteous
    benefactor
    philanthropist
    public-spirited
    beneficent
    righteous

مترادف ها

benefactor (اسم)
بانی خیر، نیکوکار، ولینعمت، واقف، صاحب خیر

samaritan (اسم)
نیکوکار، سامره فلسطین

upright (صفت)
راست، درست، عمودی، نیکو کار، راد، درست کار، قائم

benefic (صفت)
بهره بردار، فایده برنده، نیکو کار

beneficent (صفت)
سودمند، مفید، خیر، نیکو کار، منعم

righteous (صفت)
نیکو کار، درست کار، عادل، صالح

پیشنهاد کاربران

نیکی نمای. [ ن ُ / ن ِ / ن َ ] ( نف مرکب ) نیکوکار. محسن :
گرامیش کردن سزاوار هست
که نیکی نمای است و یزدان پرست.
فردوسی.
نیکی نمای بد نتوان نمودن. ( منتخب قابوسنامه ص 14 ) . || دال به خیر و صلاح. ناصح خیرخواه.
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
واژه ی نیکو کار از ریشه ی دو واژه ی نیکو و کار فارسی هست
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

نیکوکارنیکوکارنیکوکارنیکوکارنیکوکار
احسان
نیکوگر
ده صالحی نژاد
نیکوکار کلمه سه حرفی هست.
که اولش . ا واخرش ن. چیست؟
صاحب خیر. [ ح ِ خ َ / خ ِ ] ( ص مرکب ) نیکوکار.
good - doer
محسن
برره
بخشنده، خیر، درستکار، صالح، کریم، محسن، نکوکردار، نیک کنش، نیکوکردار
به نظر من نیکو کار یعنی کسی که کار نیک و خوب انجام میدهد میشه
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)