نیکو

/niku/

    good
    fair
    well
    beautifully
    divine
    eu-

مترادف ها

good (صفت)
قابل، شایسته، پسندیده، خوب، صحیح، سودمند، مهربان، مطبوع، خیر، خوش، پاک، نیک، نیکو، ارجمند، خوشنام

pleasant (صفت)
پسندیده، خوب، خوشایند، دلپذیر، مطبوع، خوشحال، خوش نما، باصفا، خوش، خوش مشرب، نیکو، مورد پسند

پیشنهاد کاربران

منبع. عکس ریشه واژگان فارسی دکتر علی نورائی
لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا
قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

نیکونیکونیکونیکو
منابع• https://archive.org/details/1_20221023_20221023_1515
منبع. عکس فرهنگ پاشنگ
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

نیکونیکونیکونیکو
منبع. عکس فرهنگ ریشه های هندواروپایی زبان فارسی
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود.
...
[مشاهده متن کامل]

• منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴
• تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴
• حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است )
• فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵
• غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶
• فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹

نیکونیکونیکونیکو
سهت
جید
نیکو=بهی میشود در جدول/ارمان عابد رشت
سِخ
سخ
نیکو به سنگسری - - - خاره - - - - - جور - - - - - رِریف____ شِکیل
متضاد نیکو به سنگسری خِته
ز هر کار تلاش و کوشش آید به بار
ارزش آن باشدکه نیکو آید به بار
ز نیکو در هر کار جهد ارزش آن آید به بار
...
[مشاهده متن کامل]

ز جهد نیکو در هر کار ارزش ارزش آید کامکار
ز خالق اموز خلقت نیکو در هر دیار
ز خلقت امپراطور مور و زنبورها چه نیکو در هر ساخسار
ز هر پدیده در خلقت جه نیکو در هستی یار
ز نیکو خلقت کردن ارزش آن آید بر هر دار
پارسی ز هر کار بها آید در هر کار
که نیکو آید عمل در پیمانه یار

در فارسی این نام از کلمه نیک می آید نیکی کردن نیک بودن به معنای خوب / خوش / آراسته / پسندیده / شایسته / زیبا است.
در مشرق زمین این نام را ایرانی می شناسند که در آیین زرتشت نیز بسیار است [ گفتار نیک پندار نیک . . . ] و همچنین جنسیت نر و ماده ندارد البته در صده اخیر از این نام برای بانوان بیشتر استفاده شده است اما هستند آقایانی که نام آنها نیز نیکو است و یا در شهرت استفاده شده است.
...
[مشاهده متن کامل]

بنده پسر خودم را هم نیکو نام گذاری کردم چون که اولاً در فرهنگ ایرانی معنی و جایگاه درستی دارد و هم این که نامی بین المللی است و در بقیه کشورهای دنیا به خصوص کشورهای اروپایی با معنی، متداول، تاریخ دار و مدرن است. در نوشتار لاتین این نام به صورت های مختلفی نوشته می شود اما معنی آن یکی است یعنی پیروزی مردم, برنده رقابت است
و برخلاف مشرق زمین بقیه دنیا این نام را با اصالت یونانی می شناسند و به معنای پیروزی ( Nike ) مردم ( لائوس ) است. شکل کوتاه رومانیایی این نام Nicu است. و در کتاب انجیل نیز نامی بسیار معروف است. و بر اساس انجمن زبان آلمانی و راهنمای بین المللی نام ها، نیکو یا به لاتین Nico / Niko / Nicko از دو نوع زنان و مردانه موجود است به این صورت که این نام شکل کوتاهی از
نام نوع مردانه : نیکولاس، نیکولای ( Nikolaus, Nikolai ) به نیکو ( Nico / Niko / Nicko ) کوتاه شده است
نام نوع زنانه : نیکولا، نیکول ( Nikola, Nicole ) که به نیکی یا به لاتین Niki Nici / Nicki / Nikki / Nicky / Nikky کوتاه شده است.
همچنین مسیحیان ارتدوکس و برخی از مسیحیان برای این نام و بقیه نامهای موجود در انجیل روز نامگذاری دارند و آن روز را جشن می گیرند.
البته احتمال این است که نام نیکوایرانی با نیکو کشورهای اروپایی فرق کند اما در هر دو معنی زیبایی دارد و اسمی پسندیده است

نیکی کردن نکو بودن پاداش بزرگ
نکوبودن نیکی کردن بزرگی
اسم نیکو به نظرم یک اسم شیکی هست و بسیار زیباست
در ( معنای کهن زیبا و زیبا رو ) و در معنای کلی پسندیده، گرانبها، مطلوب، شایسته، خواستنی،
بدیع، لعبت، حُسن ، خوبی. . .
دو زنبور به اسم نیک و نیکو
سیغ
خوش . . . خوب . . .
نامی ایرانیست
دارای جنس ( نر/ماده ) نیست
از ریشه نیک = خوب، درست، راست، راد
نیکو =نکو = نیک و ( پسوند نامساز )
نیکا = نیک ا ( پسوند نامساز )
نیکی = نیک ی ( پسوند نامساز
نیکیتا نیک ی تا ( همتا، مانند )
...
[مشاهده متن کامل]

نیکول= نیک ول ( پسوند نامساز، مانند خنگول، شنگول، منگول ( منگل ) ، کوچولو و. . . )

نیکو ( Niku ) : در زبان ژاپنی به معنی گوشت
نیکو یعنی زیبا و فریبنده
نیکی کردن و پسندیده 👋
نیکی کردن

آراسته، بدیع، پاکیزه، پسندیده، جمیل، حسنه، خوب، خوش، زیبا، شایسته، لعبت، مستحسن، نکو، نیک، نیکوروی، هژیر
فرشید نیکو
معنی نیکو کار پسندیده و مخالف آن کار ناپسند است
اسم خواهر من هست به معنی گرانبها خوب خوش و زیبا و اسم خواهر باهوش من!
نیکو اسم خواهر منهوو به مهنی گران بها
ای نام نیکوی تو سردفتر دیوان ها
به معنی بهتر، پسندیده، زیباتر، محجوب تر، عاقل تر و مهربان تر است البته در زبان فارسی
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٨)