نیم پز کردن


    parboil

مترادف ها

coddle (فعل)
نوازش کردن، نیم پز کردن، اهسته جوشاندن یا پختن، با دقت زیاد بکاری دست زدن

underdo (فعل)
نیم پز کردن، از کار کم گذاردن، قصور کردن، نیم پخته کردن

پیشنهاد کاربران