نیرنگ باز

/neyrangbAz/

    artful
    charlatan
    crafty
    deceitful
    foxy
    designing
    guileful
    insidious
    tricky
    wily
    slicker

مترادف ها

trickster (اسم)
عیار، نیرنگ باز، حقه باز، گول زن، شیاد، بامبول زن

tricky (صفت)
متقلب، نیرنگ باز، مکار، مزورانه، شیادانه، از روی حیله و تزویر، مهارت امیز، نیرنگ امیز، خدعه امیز

artful (صفت)
مصنوعی، عیار، حیله گر، استادانه، نیرنگ باز، صنعتی

vulpine (صفت)
حیله گر، نیرنگ باز، روباه صفت

پیشنهاد کاربران

رند
شیاد
نیرنگ ؛ اگر کلمه رنگ را به مانند سرنخی دست بگیریم تا ببینیم ته این نخ به کجا می رسد اینطور می شود تبیین کرد؛
کلمه ی کلیدی این کلیدواژه کلمه ی رنگ می باشد. کلیدواژه ی رنگ هم مقوله ای است که مرتبط با مقوله ی نگار و نگریستن و انگار و انگاره و نهایتاً انگ به مفهوم یک انگاره شیرین و چسبناک تحت عنوان انگبین می باشد. با این اصطلاح که هر چه دیده بیند دل کند یاد. فلسفه ایجاد این کلمه یعنی نه اون رنگ اصلی. با این اصطلاح و ضرب المثل که گنجشک رو به جای قناری رنگ کردن.
...
[مشاهده متن کامل]

� سالوس �
دغل مانع
پرمکر ؛ بسیار حیله گر. بسیار مکار. سخت نیرنگ باز :
هر کو به گرد این زن پرمکر گشت
گر ز آهن است نرم کند گردنش.
ناصرخسرو ( دیوان چ تقوی ص 227 ) .
سربتاب از حسد و گفته پرمکر و دروغ
چوب پر مغز مخر جامه پر کوس و اریب.
ناصرخسرو ( دیوان چ تقوی ص 421 ) .
شیاد . . . . حیله باز . . . . . . . حقه باز . . . . . . شارلاتان . . . . . . دورو . . . .