نیام

/niyAm/

    sheath
    scabbard
    ocrea
    case
    cot
    husk
    shuck
    [bot.] ocrea

فارسی به انگلیسی

نیام بال
coleopterous

نیام پرک هندی
cassia

نیام دار کردن
sheathe

نیام شمشیر و چاقو
sheath

نیام ماهیچه
aponeurosis

نیام کردن
encase

نیام کردن شمشیر
sheathe

نیام کیر
prepuce

مترادف ها

case (اسم)
حادثه، اتفاق، جا، حالت، صندوق، جلد، جعبه، محفظه، قالب، مورد، پرونده، قضیه، قاب، وضعیت، دعوی، پوسته، غلاف، مرافعه، نیام

pod (اسم)
پا، غوزه پنبه، غلاف، نیام، تخمدان، پوست برونی، پوسته محافظ

sheath (اسم)
جلد، غلاف، نیام، پوش، مهبل

scabbard (اسم)
حفاظ، غلاف، نیام، غلاف شمشیر

legume (اسم)
نیام، سبزی، بنشن، بقولات، گیاه خوردنی

tunic (اسم)
پوشش، نیام، لباس کوتاه، کت کوتاه سربازان انگلیس، بلوزیا کت کوتاه کمربند دار

پیشنهاد کاربران

غلاف و نیام ر در پارسی کالون و پنام و پورند گویند در هندی و سانسکریت انرا میان گویند - نیم / ناف میان است و زین رو است که در شهری گالی بشاگرد و جای دگر انرا نیام گفته اند -
همچنین تواند بود که نیام یک واژه پارسی جدا از انچه در عربی است باشد
...
[مشاهده متن کامل]

دکتر کزازی در مورد واژه ی " نیام " می نویسد : ( ( م. ک. کزازی بر آن است که نیام می تواند بود که از اوستایی ندامن ni - dā - ma ( n ) و از ستاک دا dā به معنی نهادن و قرار دادن بر آمده باشد . همین ستاک در واژه ی " نهان" نیز نهفته می تواند بود . ) )
( ( مرا رفت باید همی پیش ِ سام ؛
کشیدن مر این تیغ را از نیام ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 435.

نیام:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " نیام " می نویسد : ( ( م. ک. کزازی بر آن است که نیام می تواند بود که از اوستایی ندامن ni - dā - ma ( n ) و از ستاک دا dā به معنی نهادن و قرار دادن بر آمده باشد . همین ستاک در واژه ی " نهان" نیز نهفته می تواند بود . ) )
...
[مشاهده متن کامل]

( ( مرا رفت باید همی پیش ِ سام ؛
کشیدن مر این تیغ را از نیام ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 435. )

خفتگان
وسط در زبان ملکی گالی بشکرد
آبشار نیاگارا در مرز بین المللی کانادا و ایالات متحده و در میان دو شهر انتاریو و نیویورک جای گرفته و بعد از آبشار ویکتوریا در آفریقای جنوبی، دومین آبشار بزرگ دنیا و یکی از مهم ترین مقاصد گردشگری کانادا
...
[مشاهده متن کامل]
است. . . . . . . . . . . نیاگارا ( نیا گارا ) کلماتی که اولشان نیا دارند. مثل نیایش، نیاری، نیاز، نیا، نیاکان، نیام کلماتی که گارا ( قارا=باعظمت ) دارند. مثل قاراداغ، قاراباغ، قارادنیز، قاراآغاج، قاراکئول. . . . . . صاحبان اصلی امریکا سرخپوستان بودن. میشگان ( میشه قان ) ، ابشار اورگان، رودخانه ی مورگان، نیویورک، کانادا، انتاریو. . . . . خیلی کلمات تورکی هنوز باقیمانده ی سرخپوستان است. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . نیام یک کلمه ی تورکی است

نیستم ، نمی کنم