require (فعل)خواستن، مستلزم بودن، نیاز داشتن، لازم دانستن، لازم بودن، لازم داشتنneed (فعل)نیاز داشتن، نیازمند بودن، در احتیاج داشتن، محتاج بودن
حاجت افتادن ؛ پدید آمدن حاجت ، و پیدا شدن آن : تا اگر میمنه و میسره را بمردم حاجت افتد بفرستید. ( تاریخ بیهقی ) .نیاز داشتن : محتاج بودن . ( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷، ص 109 ) .لازم دیدن+ عکس و لینک