نگهداشتن


    keep
    maintain
    retain
    sustain
    carry
    cling
    continue
    keeping
    support
    uphold

فارسی به انگلیسی

نگهداشتن با دست
hold

نگهداشتن در جا
contain
prop

نگهداشتن در محدوده
contain

نگهداشتن سر دشمن
headhunting

نگهداشتن محکم
clasp

مترادف ها

bate (اسم)
خشم، غضب، نگهداشتن

bate (فعل)
تخفیف دادن، خرد ساختن، کم کردن، دلیل و برهان اوردن، نگهداشتن، پایین اوردن، بال زدن بطرف پایین، خیساندن

hold (فعل)
چسبیدن، باز داشتن، گرفتن، نگاه داشتن، منعقد کردن، تصرف کردن، نگه داشتن، در دست داشتن، جا گرفتن

prop (فعل)
پشتیبانی کردن، نگه داشتن، حائل کردن یا شدن

maintain (فعل)
حمایت کردن از، ادامه دادن، نگهداری کردن، حفظ کردن، نگه داشتن، برقرار داشتن، ابقا کردن، مدعی بودن

sustain (فعل)
تقویت کردن، حمایت کردن از، تحمل کردن، متحمل شدن، نگه داشتن

restrain (فعل)
جلوگیری کردن از، مهار کردن، نگه داشتن

retain (فعل)
نگاه داشتن، حفظ کردن، نگه داشتن، ابقا کردن، از دست ندادن

preserve (فعل)
نگاه داشتن، حفظ کردن، نگه داشتن، باقی نگهداشتن

impound (فعل)
توقیف کردن، نگه داشتن

imprison (فعل)
نگه داشتن، بزندان افکندن

پیشنهاد کاربران

نزاشتن
نِگَهیدَن [نگه و ـیدن]: وضعیت یا حالت چیزی را حفظ کردن
منابع• https://vn.amoosin.com/wiki/نگهیدن
حفظ کردن
جلو گیری
Give it
Take it
در دست داشتن چیزی
لایک یادتون نره🤪🍭
در جان خود حک کردن
نگه داشتن یا Long :[ اصطلاح ارز دیجیتال]وقتی شما می خواهد مقدار زیادی از یک ارز را با امید افزایش قیمت آن جمع کنید، شما آن را نگه داشته اید.