نگهبانی

/negahbAni/

    guard
    ward
    watch

فارسی به انگلیسی

نگهبانی کردن
guard, watch

مترادف ها

sentry (اسم)
نگهبان، پاسدار، کشیک، قراول، نگهبانی

پیشنهاد کاربران

کشیک
مستحفظی
یتاق. . .
محافظت. . . . نگهداری. . . قراولی. . . حراست. . . . یساول. . . .
حفظ حقاظت تخفیظ مراقبت دیسپج دیسپچینگ
رصد