نگره

/negare/

    theory

فارسی به انگلیسی

نگره ای
speculative, theoretical

نگره پرداز
theoretician

نگره چنده
quantum theory

نگره دادن
theorize

نگره کیهانی
cosmogony

مترادف ها

theory (اسم)
اصل کلی، نظریه، تحقیقات نظری، نگره، نگرش، اصول نظری، علم نظری، فرض علمی

پیشنهاد کاربران

انسان بر پایهء دانستهای چهارگانهء خود به جهان می نگرد؛
۱_دانستمند، برپایهء دانش و ویژان وتخصص خود.
۲_رازور وعارف بر پایهء رازوری وعرفان خود.
۳_فرزانه و فیلسوف بر پایهء فلسفه و فرزانش خود.
۴_آیینی و دیندار بر پایهء دین وآیین خود.
...
[مشاهده متن کامل]

به جهان و جهان شناسی می نگرند.
فیزیک دان جوری به جهان می نگرد که دانست فیزیک به او می آموزد و بررسی خود را نیز دارد.
و رازور با رازوری خود به جهان می نگرد و خردمندی و دانشوری را باخود دارد.
آیین باور و دیندار به سبکی که دینش می گوید وبر پایهء ذهنیت برپایهء دانستهای چهارگانه که دارد به جهان و جهان بینی مینگرند.
واینها همه با هم در پیوند می باشند.
بایسته آن است که هم به خانه نگریست و هم به خانواده هم به جهان نگریست و هم به جهانیان ( خود وخلق و خدا ) تا نگرش راست ودر ست باشد.

نگره:ایده.
نگره گرا:ایده آلیست.
نگره گرایی:ایده آلیستی.
نگره شناس :ایدیولوگ.
نگره شناسی:ایدئولوژی.
نگره ای:اید ئولوژی.
نگره ورزی: ایدئولوژیک.
نگره دان:ایدئولوژین
( ایدئولوژیکی را به فارسی به کار می برند. )
" نگرش:ایده آل "
نظر، رأی، دیدگاه، مَسلَک
نگره: نظریه، theory، آنچه استوار نیست.
برای استواری نیاز به سنجیدن و آزمایش دارد.
*انگاره: فرضیه، hypothesis، آنچه استوار است.
آنچه سنجیده و آزمایش شده. بر پایه آزمایشات و سنجش ها می توان پیش آزمون را پیش بینی کرد.
( آزمون پذیری پیش بینی های )
آنچه بدان نگاه می شود، چیزی که مورد مشاهده قرار میگیرد، تئوری و نظریه