دیکشنری
مترجم
بپرس
نگاه اجمالی کردن
glimpse
دنبال کنید
مترادف ها
glimpse
(فعل)
نگاه اجمالی کردن، اجمالا دیدن، بیک نظر دیدن، اتفاقا دیدن
پیشنهاد کاربران
پیشنهادی ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید
+ عکس و لینک