در اقتصاد و بانک داری: عدم ایفای تعهدات بدهی.
وقتی وام گیرنده ( به هر دلیلی ) قسط وام پرداخت نکنه، نکول کرده
ناتوانی ، سَرباز زدن ، سرباززَنی
واژه "دنگ" به چم: گیج، پخمه، نادان، خنگ و خرفت
وادنگ = به گیجی، به خنگی و نادانی.
وادنگ کردن یا وادنگ آوردن به چم: خود را به خنگی و خرفتی و گیجی زدن.
یارو وادنگ کرد = خودش رو به نادونی زد و زیر بار حرفی که زده بود یا قولی که داده بود نرفت.
دبه کردن، وادنگ آمدن یا وادنگ کردن = نکول کردن
نکول ، : در زبان لکی که طبق اسناد ادبی و تاریخی در بخش نوشتاری خیلی قدیمی تر از زبان عربی بوده ، نکول به معنای نپذیرفتن ، ، رد کردن ، قبول نکردن ، عمدتا در زبان لکی و دستور زبان لکی ، زمانی به کار برده
... [مشاهده متن کامل] می شود که نپذیرفتن ، رد مردن و استنکاف از انجام کار ، خواهش و یا دستوری ، هنوز به مرحله قطعی نرسیده ، و شخص با دلایل پنهانی ، و درون گرایی خود ، از قبول کردن امری پرهیز می کند در عمل ��نه و نکول کردن �� طوری تصور می شود که اندکی و درصد بسیار پایینی از امید در پذیرش اون مورد هست اصل کلمه لکی است ریشه در زبان فارسی و اوستایی دارد . زبان لکی تعداد واژه و طول عمری خیلی دیر زیوتر از فارسی دارد هر چند زبان فارسی غنی و پربار است اما اساتید ادبیاتی و زبان شناسی ایران نباید از ریشه این فارسی که همان زبان لکی است غافل شوند ، چون منبع و ماخذ ، خیلی از زبان ها و لهجه های ایران زبان لکی است ، .
ماده ۲۳۰ قانون تجارت ، قبول کننده حق نکول ندارد یعنی این ماده دلالت بر حرمت دارد الزام به ترک فعل ، وقتی طرفی که برات یا سفته را قبول میکند دیگه حق رد کردن آن را ندارد اینجا متضاد قبول میشود نکول .
بی عارشده
نُکولn�kul : انکار، سر پس زدن
مانند: اما کربلایی خدا داد نکول کرده بود.
کلیدر
محمود دولت آبادی
default
برگشت چک و سفته . . . . .
برگشت اسناد تجاری ( ( چک، سفته ) )
صادر کننده اسناد در تاریخ سررسید، وجه را پرداخت نکند نکول یا وخواست می گویند
در پارسی " وادنگ "
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٢)