نوی


    newness
    new state

پیشنهاد کاربران

در زبانِ مانوی، " نوی، نبی" به چمِ " کتاب:Buch" آمده است که برابر با " نبیگ" در زبانِ پهلوی است.
این واژگان به روشنی با واژگان " نوشتن، نبشتن" همبسته و همریشه هستند.
. . . . . . . .
پَسگشت:
رویبرگ 97 از نبیگ " پژوهش هایِ زبانِ مانوی" ( کارل زالمان )
نوی
و قرآن را په پارسی نبی گویند
بلعمی
به سخن مانَدشعر شعرا
رودکی را سخنی تلو نبی است.
شهید بلخی.
ز تو چو یاد کنم وز ملوک یاد کنم
چنان بود که کنم یاد با نبی اشعار.
فرخی.
بسیار کس بود که بخواند ز بر نبی
...
[مشاهده متن کامل]

تفسیر اونداند جز مردم خبیر.
منوچهری.
به سوره سوره توراة و سطر سطر زبور
به آیه آیه انجیل و حرف حرف نوی.
نبی نیز آمده
ادیب صابر
حاسدان تو قد خلت خواندند
وز نوی فالشان برآمد تلک.
سوزنی.
نام پیغمبر بشیر است و نذیر اندر نبی
تو نه پیغمبر ولیکن هم بشیری هم نذیر.
سوزنی.
نکنم خواجه را به شعر هجی
لیک برخوانم آیتی ز نبی.
انوری.
تا خانه ای از فلک بود جوزا
تا سوره ای از نبی بود طه.
جمال الدین عبدالرزاق.
باری ای خالق زمین و زمان
مرسل و منزل نبی و نبی.
صحاح الفرس
تا در نوی و در قصص آید که ابرهه
در کفر لشکری سوی بیت الحرم کشید.
عبدالواسع جبلی.
مر ضعیفان را تو بی خصمی مدان
از نبی اذ جاء نصر اللَّه بخوان.
بطن چارم از نبی خود کس ندید
جز خدای بی نظیر بی ندید.
از پی این عاقلان ذوفنون
گفت ایزد درنبی لایعلمون.
مولوی.

هسته � إِنَّ اللَّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى�خدا شکافنده دانه و هسته است. ( انعام، 95 )