نوچه

/nowCe/

    nymph
    beginner
    novice
    neophyte
    tyro
    chrysalis
    pupa
    novitiate
    raw
    young
    youngling

فارسی به انگلیسی

نوچه نماینده
backbencher

مترادف ها

novice (اسم)
مبتدی، تازه کار، نوچه، جدید الایمان، نو اموز، ادم ناشی

greenhorn (اسم)
مبتدی، نوچه، ادم خام یا ناشی، ادم تازه کار

tyro (اسم)
مبتدی، کاراموز، تازه کار، نوچه، نو اموز

freshman (اسم)
مبتدی، تازه کار، دانشجوی سال اول دانشکده، جدید الورود، نوچه، تازه کار ناازموده

neophyte (اسم)
مبتدی، کاراموز، نوچه، جدید الایمان

tiro (اسم)
مبتدی، کاراموز، تازه کار، نوچه، نو اموز

pupa (اسم)
نوچه، شفیره، بادامه

پیشنهاد کاربران

نوچه: تازه یادگیر. تازه یادگیری. تازه کلاس. نوکلاس. تازه چه. نو ورزش. تازه آموخته. تازه آموخت. نویادگیر. نویادگیری. نو آموخت. نوآیین.
کهنه چه:کهنه کار . دیرین کار. دیرکار. دیرآموز. دیر یادگیر. دیرین آموز. کهنه آموز . کهنه آموخت. کهنه آموخته. کهنه ور. کهنه ورز. کهنه استاد. کهنه یادگر. کهنه یادوران. کهنه یادورز. کهنه یادورزان. کهنه یادوری. کهنه یادور. کهنه یادور. کهنه یادمند. کهنه ورزش. کهنه آیین.
...
[مشاهده متن کامل]

برنا
Henchmen, Goon
نو جوان=نوچوان=کوتاه میشود=نوچ=نوچه
ایا همان نوجوان هست
زیردستان، کارآموز، شاگرد
نوچه: [اصطلاح زور خانه ای] آموزنده فنون، پهلوان مبتدی، ورزشکار جوان.