کهن واژه ایرانی نوه از ریشه هندواروپایی ( PIE ) : nepot
که در پاره ای از زبانهای اروپایی ، یکراست ( مستقیماً ) به چم نوه بکار میرود. مانند:
ایتالیایی:nipote
رومانیایی: nepotul
لاتین:nepotem
... [مشاهده متن کامل]
و در برخی، کاربرد دیگر به مانند برادرزاده ( به فرانسوی:neveu )
وبرادر زاده و خواهرزاده با هم ( به انگلیسی:nephew ) دارد که در پیوند با خویشاوندان و نزدیکان است.
به واژه های اوستایی زیر نگر شود:
napatوnaptar: نوه، نبیره
napti:فرزندان، تخمه، نژاد
naptya:خویشاوند
nabā - nazdishta: خویشاوند بسیار نزدیک
در پایان ، رویم به شما آذریهایی است که گرفتار پروپاگاندای پان ترکها شده اید.
تا زمانیکه بر قوم پرستی کورکورانه پافشاری کنید و از فرهنگ ایران دور ی بجویید هرچه نسک و بنچاق برایتان بیاوریم سودی ندارد. تاجایی که کسی از آشنایانم که آذری بود میگفت:
این چیه، شما به تازگی درست کردید هِی میگید ایرانگرایم.
هنگامیکه این را شنیدم دیگر چیزی نگفتم. پیش خود گفتم: هر چه به کسانی مانند ایشان بگویم تو مغزشان نمیرود و تنها خودم را آزار میدهم.
پس اگر بگویم واژه نوه در بسیاری از زبانهای ترکیِ درون و بیرون
کشور بکار میرود در جایی که ریشه اش ترکی نیست و نیز پیشتر بروم و بگویم : تُرک تازیهای بیشمار در سده های گذشته بر پهنه ایران بزرگ و نشستن آنان درجاهایی که اکنون آذربایجان ( اران ) ، ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، اویغورستان نامیده میشود سرازیر شدن بیشمار واژگان را بر زبان آنان در پی داشته آیا هم میهن آذری و آریاچهری ( آریا نژاد ) که در مرداب پروپاگاندای پان ترکان گرفتار شده سخن من را میپذیرد؟
تا زمانیکه سران کشور کمترین بها را به فرهنگ کهن ایران بدهند باید هم برخی هم میهنان بگویند: این ایرانگرایی چیه از خودتون درست کردید. یا کوروش و داریوش و هخامنشیان ساختگی است.
این واژه در پارسی باستان در کتیبه های داریوش به شکل نپه آمده
vistāspahaya pu�a arsamahaya napa hax�manisiya
پسر ویشتاسپ، نوه آرشام، ( یک ) هخامنش
در پاسخ به کاربر /امیر/:
نخست آنکه مگر هر واژه پارسی باید در زبان های نزدیکش باشد؟
برای نمونه ما در پارسی "پشتیبانی" را داریم که در هیچ یک از زبان های نزدیک پارسی گفته نمی شود ولی آشکار و روشن است که پارسی است
... [مشاهده متن کامل]
این واژه در زبان پهلوی به ریخت "نَب" بوده است. شاید از خود بپرسید این واژه چگونه به "نَوه" دگرگون شده است؟
این که "ب" به "و" در پارسی دگرگون شود زیاد رخ داده است.
برای نمونه، "نِوِشتن" امروزه در زبان پهلوی برابر "نِبِشتن" بوده است که "ب" به "و" دگرگون شده است.
پس ساده است که "نَب" به "نَو" دگرگون شود.
ولی این "ه"پایانی برای چیست؟
2 تا چرایی برای این هست و هر دو تایشان درست است:
1 - در بسیاری از واژگان میتوان یک پسوند "ه" به آن چسباند و آن واژه هیچ دگرگونی نمی کند. برای نمونه دو واژه "دیس" و "دیسه" هم دو برابر "شکل" هستند.
2 - این پدیده خیلی رخ می دهد. برای نمونه، "بهره" در پارسی امروزی در زبان پهلوی "بَهر" بوده است.
این بود از چرایی اینکه "نَب" به "نَوه" دگرگون شده است.
باید بگویم که زبان پهلوی بسیار بسیار بسیار کهن تر از زبان های ترکی است و آنها هیچ سخنی برای گفتن ندارند.
نوه یک لغت ترکی است ( فرهنگ ترکی - فارسی شاهمرسی ) بطوریکه در لهجه های مختلف زبان ترکی کاربرد دارد ولی در هیچ کدام از زبانهای نزدیک به زبان فارسی حتی در زبان تاجیکی مورد استفاده نمی باشد.
در پهلوی نب ( nab ) بوده که در پارسی نو به نوه دگردیسیده.
فرزند زاده، فرزندِ فرزند.