نوشتجات

/neveStejAt/

    writings
    literature

مترادف ها

work (اسم)
فعل، کار، عملیات، چیز، وظیفه، سعی، ساخت، استحکامات، زحمت، شغل، زیست، کارخانه، نوشتجات، موثر واقع شدن، اثار ادبی یا هنری

writing (اسم)
نویسندگی، خط، نوشته، دست خط، نوشتجات، خامه رانی

literature (اسم)
ادبیات، نوشتجات، ادب و هنر، مواد چاپی

پیشنهاد کاربران

محررات. [ م ُ ح َرْ رَ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ محررة. نوشته ها. تحریرشده ها. رجوع به محرر شود.
منشآت