periodisch با تلفظ پِریودیش به زبان آلمانی معادل periodical در زبان انگلیسی معادل نوسانی در زبان فارسی. مثل نوسانات پاندول یا لیل و نهار و یا گردش متوالی شب ها و روز ها ؛ هفته ها و ماه ها ؛ فصول و سالیان متمادی.
... [مشاهده متن کامل]
شاید جالب باشد بدانیم که پدیده های تولد و مرگ بهمراه هم و در طول هم و پشت سر همدیگر در نوسان اند. به زبان فنی میتوان این دو پدیده ی همزاد و همبازی را به یک نوسانگر دو قطبی تشبیه نمود که همیشه یک موج ( موج زندگی ) تولید میکند که از دو نیم موج برخوردار می باشد، یکی بسیار کوتاه روی محور ایکس ها که طول زمانی آن برای تک تک افراد انسانی و موجودات و پدیده ها مختلف و منحصر بفرد میباشد و دیگری بسیار بلند زیر محور ایکس ها که طول زمانی آن برای همه افراد انسانی و بقیه موجودات و امورات بطور مطلق مساوی و همیشه هفت برابر طول عمر کلی محتوای کیهان یا جهان یعنی هفت برابر فاصله زمانی بین دو وقوع مهبانگ متوالی خواهد بود، نه یک ثانیه بیشتر و نه یک ثانیه کمتر.
نیم موج کوتاه را میتوان، واقعی، تجربی، محسوس و ملموس، عینی یا شهودی و یا فیزیکالی نامید و نیم موج بلند را غیبی، برزخی، غیر تجربی، غیر محسوس و ملموس ( برای زندگان ) و یا متافیزکالی. آغاز و انتهای این موج روی هم قرار دارند به شکل یک دایره. تولد ها و مرگ های متوالی همیشه در مدارات، مراتب یا درجات فراوان تکاملی برتر از پیش اتفاق میفتند.
برخلاف حکم قطعی فلسفی صادر شده توسط نیچه ( نه یک ذره بهتر ، نه یک ذره بدتر، نه یک ذره طوری دیگر بلکه بطور مطلق همینطور یعنی یک تکرار جادوانه ) عشق و زندگی خود نیچه درست مانند عشق هاو زندگی های تک تک افراد انسانی ( منجمله نباتی و حیوانی ) از اصل تکامل برخورداند یعنی سیر و سلوک بسوی کمال و آنهم همیشه در بطن طبیعت و بهمراه آن و نه مستقل از آن.