عزادار، نوحه خوان، گریه کننده
مترادف ها
پیشنهاد کاربران
مرده ستای . [ م ُ دَ / دِ س ِ ] ( نف مرکب ) رثاگر. مرثیه سرا. مرثیه گو. نوحه گر. || در این بیت دشنام گونه ای است موهن :
بدو که گوید از من چنانکه فرمایم
که ای پلید بد بدسگال بد فرمای
به هجو من چه رسیدی و از چه فارغ شد
... [مشاهده متن کامل]
ز گوربان خود ای قلتبان مرده ستای .
سوزنی ( یادداشت مرحوم دهخدا ) .
بدو که گوید از من چنانکه فرمایم
که ای پلید بد بدسگال بد فرمای
به هجو من چه رسیدی و از چه فارغ شد
... [مشاهده متن کامل]
ز گوربان خود ای قلتبان مرده ستای .
سوزنی ( یادداشت مرحوم دهخدا ) .